الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

642

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

كه نعمتش جاودانه بود يا به آتشى افتد كه عذابش را پايانى نيست . 1534 - عقوبت عصيان در حديث از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آمده است كه خداوند فرمود : اگر آن كس كه مرا شناسد ، عصيانم كند ، كسى را بر وى قدرت دهم كه مرا نشناسد . 1535 - اخلاص در نماز از « ابو حمزهء ثمالى » منقول است : على بن حسين عليهما السّلام را در نماز ديدم كه عبايش از يك جانب افتاده ، به تسويهء آن نمىپرداخت . بعد از فراغت از نماز ، از وى پرسيدم كه تسويهء عبا را چرا موقوف داشته بودى ؟ در جواب گفت : « ويحك » ؛ يعنى رحمت خدا بر تو باد ! مگر ندانسته‌اى كه در حضور چه كسى ايستاده‌ام ؟ نماز بنده زمانى پذيرفته افتد كه خود با تمام وجود در آن رو به پروردگار كند . گفتم : فدايت شوم ، بدين ترتيب ما هلاك خواهيم شد ، فرمود : نه ، چه خداوند كسرىهاى نماز را با نوافل اتمام همى دارد . 1536 - عزم راسخ إذا همّ ألقى بين عينيه عزمه * و نكبّ عن ذكر العواقب جانبا و لم يستشر في أمره غير نفسه * و لم يرض الا قائم السيف صاحبا ( ناشناس ) * * * هرگاه عزم خود را بر كارى حتمى نمايد و جزم كند آن را بين دو چشم خود قرار مىدهد و هيچ‌گاه به عواقب كار خود فكر نمىكند . ( كارى را بين دو چشم قرار دادن يعنى غير از آن ديگر نمىبيند ) . و با هيچ كس جز خودش مشورت نمىنمايد و هيچ كس را به عنوان يار و دوست و همراه جز شمشير نمىپذيرد . 1537 - اراده سأغسل عنّي العار بالسيف جالبا * علىّ قضاء اللّه ما كان جالبا و يصغر في عيني بلادي إذا أنثنت * يمينى بإدراك الذي كنت طالبا * * *