الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

615

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

1483 - ايادى از « صفدى » منقول است : « ايدى » جمع « يد » است كه دست باشد و « ايادى » جمع « ايدى » است كه نعمت باشد و بعضى از اهل لغت كه « ايادى » را جمع « يد » به معنى دست دانسته ، در عنوان نامه‌اى ، نوشتن اين عبارت را كه به تقبيل ايادى كريمه برسد ، صحيح پنداشته و غورى در معنى آن نكرده‌اند . 1484 - در پيرى از يكى از اعراب كه « شباب » را به شيب و « هنر » را به عيب مبدّل ساخته ، پرسيدند : در اين حال چه حالى دارى ؟ در جواب گفت : ذهب منى الاطيبان يعنى اكل و نكاح و بقى الارطبان يعنى سرفه و ضراط « از من دو چيز نيكو رفت يعنى خوردن و ازدواج و دوم چيز ناپسند ماند يعنى سرفه و ضرطه » . 1485 - تبحّر در بازى هم از « صفدى » منقول است : در سال هفتصد و سى و يك در بلدهء طيّبهء شام ، شخصى كه موسوم به « نظام عجمى » بود ، در مجلس « صاحب شمس الدّين » پشت به تخته كه عرصهء شطرنج از وى نمايان نبود ، بازى مىكرد . نوبتى بدين نمط كه عرصه را نظر نمىكرد ، با شيخ امين الدّين سليمان ، رييس اطبّا مشغول لعب بود كه ناگاه به فيل اسبى را زده ، وى را مات نمود . بسا اوقات ، اتّفاق افتاده كه صاحب در وقتى كه به بازى مشغول بوده ، او را طلبيده و ناديده صفحهء شطرنج را آسان‌تر از آنان‌كه ديده‌اند ، طى مىساخت . 1486 - واضع و وضعيت نرد ظنّ اكثرى از مردم كه واضع شطرنج ، صولى بوده ، غلط رفته . اسم صولى : « ابو بكر محمّد بن يحيى بن صولتكين الكاتب » و دخلى در وضع آن نداشته . عنوان صحيح واضع شطرنج ، « صصه بن داهر هندى » است . « صفدى » گفته : واضع نرد « اردشير بن بابك » بوده است . تسميّهء او به نرد شير بدين وجه است ؛ نرد را قياس از دنيا كرده ، تخته را كه دوازده خانه و سوارها را كه سى قرار داده‌اند ، عدد شهور سال و ايّام شهور انگاشته‌اند . انداختن و دور زدن مهره‌ها را بر روى تختهء دوران فلك و نقاطى كه بر مهره‌ها منقّش است ، چون به هر طريق كه ملاحظه شود ، هفت عددند ،