الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

606

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

يا ربّة البيت قومي غير صاغرة * ضمّي إليك رحال القوم و السلبا في ليلة من جمادي ذات أندية * لا يبصر الكلب من ظلمائها الطنبا لا ينبح الكلب فيها غير واحدة * حتى يلف على خيشومه الذنبا * * * اى زن خانه‌دار ! برخيز بدون هيچ احساس كوچكى و حقارت پس بار و توشه ميهمانان را جمع كن و آن‌ها را مرتب كن . در شبى از جمادى كه در آن مجالس زيادى برقرار است كه سگ نگهبان در تاريكى آن حتى طناب‌ها را نمىبيند . سگ يك بار در آن پارس نمىكند تا اين‌كه بر روى دهان او طنابى محكم بسته شود . ( يعنى سگ آن قدر صدا مىكند تا پوزه و دهان او را ببندند ) . « انديه » جمع نداست ، لكن سهو نموده ، چه قياس جمع مقصور اين است كه به وزن افعال باشد ؛ بسان حشى و احشاء و قفا و اقفا و قياس جمع ممدود ، اين است كه به وزن افعله باشد ؛ مثل عطا و اعطيه و هوا و اهويه و رشا و ارشيه . پس بايد به حسب قاعدهء جمع ندا ، انداء باشد و بعضى هم تأويلى كرده ، گفته‌اند : « انديه » جمع « نادى » است كه مجلس باشد ، لكن ايشان هم طريق صحّت نپيموده‌اند . « صفدى » گفته : نوبتى اين شعر را نزد شيخ « محمّد بن محمّد بن محمّد بن سيّد الناس العمرى » خواندم ، گفت : اين بيت از « فخرّ الدين » است . شبى « تاج الدّين بن اثير » و « فخر الدّين » بن لقمان با غلامى مسمّى به « طبنا » در يك جا جمع شده از اتّفاق ، طبنا از چشم فخر الدّين متوارى و پنهان شده ، به آواز بلند وى را خواند و اين بيت را انشا نمود . 1470 - محبّت جارى « اصمعى » حكايت مىكند كه روزى در مجلس هارون حضور داشتم . ابو نواس از در درآمده ، هارون وى را گفت كه در مدّت غيبتت در گلشن طبع مستقيم گلى سر زده يا نه ؟ در جواب گفت : اگر در شراب هم باشد ، مقبول است ؟ گفت : آرى ! پس شروع به خواندن نموده ، گفت : يا شقيق النفس من حكم * نمت عن ليلى و لم أنم * * * اى رفيق بهتر از جان ! تو از ليلى خوابيدى و او را فراموش نمودى درحالىكه من نخوابيدم . چون قصيده را از اوّل تا آخر بر او خوانده ، طلاى سرخ نظمش را بر محك طبع صيرفى نهاد