الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

598

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

* * * ساربان [ نواى اول ] را چه شده كه پشم شتران [ نواى دوم ] را چيده و هسته‌ها [ نواى سوم ] را شكافته است ، چنان‌چه دورى [ نواى چهارم ] وصال را از من بريده است . اگر گوسفندى بر اين بيت دست مىيافت ، آن را مىخورد . [ به جهت زيادى كلمهء نوى - هسته در آن ] . 1450 - رحل اقامت أقمنا بها يوما و يوما و ثالثا * و يوما له يوم الترحل خامس ( ابو نواس ) * * * در آن‌جا يك روز اقامت كرديم و روز ديگر و سومى و روز ديگرى كه براى رفتن و روز پنجمى نيز در آن‌جا بوديم . ابن اثير مىگويد : مراد ايشان اين است كه چهار روز اقامت داشته‌اند و از ابو نواس عجيب است كه اين بيت سبك را در چنين معنىاى استعمال كرده است . صفدى مىگويد : منزلت ابو نواس بيش از اين است كه اين عبارت در معنى باطلى به كار برد ، بلكه منظور او اين است كه مقام ما در آن جايگاه هفت روز بود ، زيرا كه مىگويد : و روز سوم و روزى كه از آن‌جا حركت كرديم ، پنجم بعد از آن ، يعنى پس از سوم بود و اگر ابن اثير در اين بيت دقت مىكرد آن را درمىيافت . 1451 - عاشق رسول قسما بها ما شاق قلبي بعدها * مغنى سوى مغنى بأطراف القرى مغنى حوى قبرا حوى جسدا حوى * صدرا حوى علم النبي الأطهر ( اذرى ) * * * قسم به او بعد از او ، قلب و دل من به هيچ كس اشتياق پيدا نكرد و عاشق هيچ خواننده‌اى نغمه‌سرايى در اطراف و روستا . نغمه‌سرايى كه قبرى را شامل مىشد و جسدى را و سينه‌اى و تمامى علم پيغمبر را در سينه داشت ( يعنى بعد از او من فقط عاشق پيغمبر خدا شدم ) .