الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

589

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

خلقت ألوفا لو رحلت إلى الصبا * لفارقت شيبي موجع القلب باكيا فتى ما سرينا في ظهور جدودنا * إلى عصره الا نرجي التلاقيا ( ابو طيب ) * * * همين مريضى براى تو كافيست كه مرگ را شفا مىبينى و براى مرگ همين بس كه از آرزوها قرار گيرد . و براى جان آدمى رفتاريست كه دلالت مىنمايد بر جوانمرد كه آيا كريم و بخشنده است يا خود را به بخشندگى مىزند و تظاهر به آن مىنمايد ؟ همواره وفا و به جاى آوردن عهد را اگر به دوران جوانى برمىگشتم ، اخلاق خود قرار مىدادم پس پيرى خود را رها مىنمودم در حالى كه قلب گريان و ناراحت است . جوانمردى كه اگر تمامى نسل‌هاى قبلى خود را بررسى مىنموديم هيچ‌گاه مثل او را نمىيافتيم ( يعنى اگر در جوانى وفاى به عهد را اخلاق قرار مىداديم تا زمان پيرى جوانمردى مىشديم كه هيچ كس مانند ما را نديده بود ) . 1426 - سماء شعرى در صنعت استخدام : و إذا نزل السماء بأرض قوم * رعيناه و إن كانو غضابا ( ناشناس ) * * * [ اين ابيات در صنعت استخدام است يعنى لفظى كه داراى دو معنى است يكى از دو معنى اراده شود و از ضميرى كه به او برمىگردد معناى ديگرى اراده مىشود يا از دو ضميرى كه به اين لفظ رجوع مىكند هركدام معنى مختلفى را در نظر بگيريم ] اگر سماء ( در اين‌جا به معنى باران ) بر سر قومى فرود آيد ، او را ( اين ضمير راجع به سماء به معنى گياه است كه معنى دوم آن مىباشد ) برداشت مىنماييم و اگرچه تازه باشد . 1427 - عين ! در بيت آخر اين شعر چهار استخدام به كار رفته است : و ربّ غزالة طلعت * بقلبي و هو مرعاها نصبت لها شباكا من * نضار ثمّ صدناها