الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

371

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

كه دنيا را خواهد ، تو را پند نگويد و كسى كه آخرت را جويد ، با تو مصاحبت نكند . 933 - بىگناه غافل ! روايت شده ، « ابو حازم » در يكى از مواقف حج به زن زيبايى كه نقاب از رو برداشته بود ، رسيده ، ديد مردم را به جمال دلفريب خود مىفريبد . او را گفت : اى جميله هشدار ! از حضرت پروردگار حذر كن ! در مشعر الحرام به اين كار ناصواب ، خود را از ثواب و مردم را از مناسك حج باز مدار ! در جواب گفت : اى ابا حازم ! مگر ندانسته‌اى من از جمله آن زنانم كه شاعر در حقّ ايشان گفته : أماطت كساء الخزّ عن حرّ وجهها * و أرخت على المتنين بردا مهلهلا من اللاء لم يحججن يبغين حسبة * و لكن ليقتلن البريء المغفّلا * * * برقع از رخ زيباى خويش برگرفت و بر شانه‌هاى خود پارچه‌اى زيبا حمايل كرد ؛ او از آنانى بود كه در ماه حجّ ، نه براى ثواب حج مىكنند ، بلكه براى به مرگ كشاندن بىگناهان غافل ، حج مىگذارد . ابو حازم را از اين ابيات خوش آمده ، به رفقاى خود گفت : بياييد دعا كنيم بر اين صورت جميله كه حضرت حقّ جل و علا آن را به آتش جحيم معذّب ندارد و سپس دست تضرّع به درگاه خداوند لا يزال برداشته ، خود و اصحاب به دعاى مغفرت آن نگار با عشوه‌گر پرداختند . اين سخن كه به شعبى رسيد ، گفت : خوشا به حال اهل حجاز ! با رقّتى كه دارند ، اگر از اهل عراق مىبودند ، آن زن زيبا را مورد طعن و لعن مىساختند . 934 - تأويل ! جمال العارفين « شيخ عبد الرزاق كاشى » در قصهء مريم تأويلى چنين دارد : « همانا براى او بشرى تمثل يافت » در خلق مستوى و در صورت نيكو ، تا نفس او را به حركت اندازد ، پس بر مقتضاى سرشت به او تمايل كرد و در خيال وى جارى شد و مريم را شهوت به تحريك افتاد . و چنان‌چه در خواب محتلم مىشوند ، از او انزال شد . نيز ممكن است كه تولد از يك نطفه باشد ، زيرا در علوم طبيعى چنين ثبوت يافته است كه « منى » مرد در تولد نوزاد به منزلهء مايهء پنير و « منى » زن به منزلهء « شير » است . يعنى « عقد » از مرد و « انعقاد » از زن است نه اين‌كه منى مرد به تنهايى عاقد