الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

333

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

بال‌هاى آن سم و ديگرى شفاست ، كه اين كار دوا را بر سم رجحان مىبخشد . « 1 » اهل لغت در ترجمهء كلمه « امقلوه » كه در حديث آمده است ، آن را به « اغمسوه » يعنى غوطه دهيد ، ترجمه كرده‌اند . 834 - دعاى بخشايش از سرور آدميان صلّى اللّه عليه و إله نقل است : هركس خواهد خداوند وى را از كارهاى زشت باز دارد و نامهء اعمالش را نشر ندارد ، پس از هر نماز ، اين دعا بخواند : « اللّهمّ إنّ مغفرتك أرجى من عملي و إنّ رحمتك ، أوسع من ذنبي . اللّهمّ إن كان ذنبي عندك عظيما فعفوك أعظم من ذنبي اللّهمّ إن لم أكن أهلا أن ترحمني فرحمتك أهل أن تبلغني و تسعني لأنّها وسعت كلّ شيء برحمتك يا أرحم الرّاحمين » « 2 » پروردگارا ! بخشايش تو اميدواركننده‌تر از كار من و رحمتت وسيع‌تر از گناه من است . خداوندا ! اگر مرا شايستگى وصول به رحمت تو نيست ، رحمت تو كه دربرگيرندهء همهء چيزهاست ، تواند كه مرا نيز دربرگيرد . بخشنده‌ترين بخشندگان ! 835 - خمّ رنگ هو صبغة اللّه هست خمّ رنگ هو * پيس‌ها يك رنگ مىگردد درو چون در آن خم افتد و گوييش : و قم * گويدت بىشك منم خم ، لا تَلُم اين منم خم ، خود انا الحق گفتن است * رنگ آتش دارد ، امّا آهن است چون شود آهن ز آتش سرخ رنگ * پس ، انا النّار است لافش بىدرنگ شد ز طبع و رنگ آتش محتشم * گويدت : من آتشم ! من آتشم ! آتشم من ، گر تو را شكّ است و ظن * آزمون را دست خود برهم بزن آتشى چه ؟ آهنى چه ؟ لب ببند ! * ريش تشبيه و مشبّه را مخند ! آتشم من ، بر تو گر شد مشتبه * روى خود يك دَم به روى من بِنِه ! اى برون از وَهم و از تخييل من * خاك بر فرق من و تمثيل من ( مثنوى معنوى - دفتر دوم )

--> ( 1 ) . عوالى اللئالى ، ابن ابى الجمهور احسايى ، ج 1 ، ص 58 . ( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 84 .