الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
282
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
677 - در سلك كشتگان مالي و حديث وصل من أهواه * حسبى بشفاء علتي ذكراه هذا و إذا قضيت نحبي أسفا * يكفي أني أعد من قتلاه * * * مرا چه با حديث وصل معشوق ، كه تنها ياد او براى درمان دردهاى من كافى است و گاهى كه او مرا به زارى خواهد كشت ؛ براى من اين بس است كه در سلك كشتگان او به شمار آيم . 678 - قبول بندگى « عثمان بن عفان » با يكى از غلامان خود ، كيسهء نقدى از براى « ابو ذر غفّارى » فرستاد و به غلام گفت : اگر كارى كردى تا « ابو ذر » نقد را قبول كند ، تو را آزاد مىكنم . غلام كيسه را برده ، با وجود اصرار زياد ، « ابو ذر » از قبول آن امتناع نمود . غلام « ابو ذر » را گفت : كيسه را بپذير كه اگر چنين كنى ، آزادى من در آن است . ابو ذر گفت : آرى ! ليكن در قبول آن ، بندگى من است . 679 - در آستانهء سلوك اوّل ، مقامات سالكين ، بيدارى از خواب غفلت است . دوم ، توبه است و معنى توبه در اينجا رجوع شدن است به جانب خداى بعد از گريختن . سوم ، ورع است و ورع هم دو قسم است ؛ ورع اهل شريعت ، اجتناب از محرّمات است و ورع اصحاب طريقت ، اجتناب از شبهات و محرمات . چهارم ، محاسبه است . محاسبه ، تعداد صادراتى است در بين خود و نفس خود كه صدور نموده باشند ، يعنى هرچه از انسان صادر شده ؛ چه از حسنه و چه از قبيحه ، همه را در دل خود و در نزد ابناى نوع خود به شمار آرد . پنجم ، اراده است و اراده ، رغبت كردن است در رسيدن به مراد با جدّ و كد . ششم ، زهد است و زهد ، ترك دنيا و جيفهء دنيا و تبرّا از غير مولاست . هفتم ، فقر است و فقر ، تخليهء قلب است از آنچه خلقت بر آن شده و بداند قادر به هيچ چيز نيست . هشتم ، صدق و صدق ، استواى ظاهر و باطن است ؛ يعنى دل و زبان موافق باشند . نهم ، تصبّر است ؛ يعنى تحمّل نفس از مكّاره و از آنچه دل ، آن را مكروه دارد . دهم ، صبر و صبر ، زيادى شكر و منع كردن نفس از لذايذ است . يازدهم ، رضا و رضا ، متلذّذ شدن به بلاهاست . دوازدهم ، اخلاص و اخلاص ، جلا دادن آيينهء طبيعت در معاملهء حق تعالى است . سيزدهم ، توكّل است و توكّل ، در كلّ امور اعتماد بر