الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

171

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

بندهء خود عطا مىفرمايد ؛ و هم فرموده كه : هركس خداى را بشناسد ، ديگر با مخلوق لذّتى نمىبرد و هركس كه دنيا را بشناسد ، در معيشت لذتى ندارد و آنان‌كه چشم بصيرت را گشوده دارند ، مبهوت شوند و با كس به تكلّم دنيوى درنمىآيند و هم فرموده است : بنده كه جاهل باشد ، عارف است ، ليكن جهلش كه زايل شود ، معرفتش هم زوال مىپذيرد ؛ و هم فرموده است : بنده‌اى كه كسى را بدتر از خود گمان برد ، آن بنده ، متكبّر است . از او پرسيدند : آيا بنده در يك ساعت به جناب الهى تقرّب حاصل مىكند ؟ گفت : آرى ! اگر باد كبر و نخوت مانع نشود . هم از او پرسيدند : با كه بايد مصاحبت كرد ؟ گفت : با كسى كه آن‌چه خداى تعالى به او تعليم كرده باشد ، احتياجى به كتمان آن از تو نداشته باشد . « جماعتى از اصحاب تاريخ و « امام فخر رازى » در اكثر مؤلّفات كلاميّه و سيّد جليل رضى الدين على بن طاووس » در كتاب « طرايف » و « علّامه حلّى » در شرح « تجريد » ، آورده‌اند : « بايزيد بسطامى » به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مشرف شده و چند سال سقّاى او بوده است . در بعضى كتب هم كه يكى شرح مواقف سيّد شريف است ، مسطور است : بايزيد در زمان حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام نبوده ، بلكه متجاوز از سى سال بعد از وفات ايشان به وجود آمده است . امّا به اين‌كه مسمّى به « بايزيد » دو نفر بوده و يكى به سعادت سقّايى امام عليه السّلام نايل و يكى بعد از فوت ايشان بوجود آمده باشد ، رفع اختلاف در بين فريقين ، صورت امكان دارد . از اين قبيل مشتبهات بسيار اتّفاق افتاده و مانند آن در مورد افراد مسمّا به « افلاطون » واقع شده است . « محمد شهرستانى » در « ملل و نحل » آورده : از حكماى قديم تعداد كثيرى مسمّا به « افلاطون » بوده‌اند » . « 1 » 400 - در كشف نام پنهانى براى كشف نام پنهانى ؛ مخاطب را بگو : اوّلين حرف نام را بردارد و جمع باقى كلمه را به حساب ابجد به تو بگويد . آن را در خاطر نگه دار و سپس بگو : حرف دوم را بردارد و جمع باقى را - منهاى حرف دوم - بگويد . آن را نيز در خاطر نگاه دار و به همين ترتيب تا آخر ؛ سپس جمع‌هايى را كه در خاطر دارى ، جمع كن و نتيجه را بر تعداد حروف مورد نظر منهاى يك ، تقسيم كن ! بعد ، از خارج قسمت ، جمع اوّل را خارج كن ! حاصل ، عدد ابجدى حرف اول اسم است . سپس از همان خارج قسمت ، جمع دوم را خارج كن . حاصل ، عدد ابجدى حرف دوم است و به همين ترتيب كليّهء

--> ( 1 ) . از مكتوبات مؤلف .