الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
13
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
شاه عباس ، از تفكرات شيخ بهايى نشأت مىگرفته است . اين مطلب را از عماراتى كه نام شيخ را بر خود دارند ، مانند گرمابهء شيخ و . . . مىتوان دريافت . نكته : مشايخ روايت شيخ از صحيح بخارى تا وى دوازده نفر محمد نام بودهاند كه پياپى از همديگر تا محمد بن اسماعيل بخارى نقل مطلب نمودهاند و با خود شيخ بهايى كه محمد نام دارد ، چهارده راوى محمد نام پياپى هستند كه اين از نوادر روزگار است . شيخ دربارهء يكى از محاورات خود با عامّه چنين مىفرمايد : روزى افضل فضلاى ايشان گفت : آيا شيعه مذهب ، دليل قابل اعتمادى دارند يا نه ؟ گفتم : ادله بسيارى دارند . پس يكى از آنها را از من درخواست نمود . من گفتم : در صحيح بخارى از حضرت رسالت صلى الله عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت فرمود : « فاطمه بضعة منى ، من آذاها فقد آذانى و من اغضبها فقد اغضبى » و به فاصله چهار ورق روايت كرده است كه فاطمه در حين وفات از ابو بكر و عمر راضى نبوده است . ما در جواب شيعه درمانده و كيفيت جواب را نمىدانيم ، پس قدرى سر فرو افكنده و گفت كه اين قضيه تهمت بر بخارى است ، امشب مراجعه مىكنم . فردا صبح پيش او رفتم ، به مجرد ديدن من خنديد و با انبساط تمام و گشاده بالى اظهار داشت ، من گفتم كه رافضىها دروغگو هستند و بر بخارى تهمت بستهاند . ديشب به صحيح بخارى مراجعه كرده و فاصله ميان دو حديث را زياده بر پنج ورق ديدم . بعضى از كرامات و عجايب منسوب به شيخ بهايى * صاحب رياض الجنه از كتاب هفت اقليم آورده است كه روزى دو نفر عرب پيش شيخ بهاء الدين مىآيند و شيخ از شاه التماس مىكند كه چيزى به آنها بدهد . شاه قبول نمىكند . شيخ به استعانت علوم غريبه در خارج شهر ، دو تا باغ مىسازد پر از اشجار و اقسام اثمار و آن دو نفر را در آنجا باغبان مىكند و مىگويد هرگاه شاه از شما پرسيد كه چند سال است آنجا باغبانيد ؟ بگوييد : سه سال است ! بعد از آن ، شاه را به باغ ، مهمان مىطلبد . بعد از حاضر شدن شاه ، عربها از انواع اثمار پيش شاه حاضر مىكنند . متحيّرانه از ايشان مىپرسد كه چند سال است در اينجا