الشيخ البهائي العاملي
930
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
پنجم : گذاشتن كسى كه او را از حَلق كشيده باشند زياده از سه روز . [ 1 ] امّا هفت امر سنّت : اوّل آنكه : اماممردمانرا خبركند و امر بهحاضرشدن ايشان نمايد جهت اقامت حدّ . دوم آنكه : سنگهايى كه مىزنند كوچك باشد تا آنكه او را زود نكشد ، و بسيار كوچك نيز نباشد كه او را دير بكشد . سوم آنكه : مردانرا ايستاده حدّ بزنند و زنان را نشسته وزنانمخدّره را درخانهبزنند . چهارم آنكه : حدّ را بر بدن او متفرّق گردانيدن ، يعنى بريكجاى بدن او نزدن . پنجم آنكه : در بريدن دست و پاى بهنوعى ببرند كه آسان باشد . ششم آنكه : بعد از بريدن به روغن زيت داغ كردن . هفتم آنكه : دست بريده را در گردن او آويختن . امّا شش امر مكروه : اوّل : حاضر شدن كسى كه حدّى براو باشد . دوم : اقامت حدّ در مساجد . [ 2 ] سوم : اقامت حدّ در حين سختى [ 3 ] گرما و سرما ، پس در تابستان در صبح و شام بايد زد و در زمستان در ميانهء روز . چهارم : ضامن شدن [ 4 ] كسى كه حدّى براوست . پنجم : شفاعت كردن در اسقاط حدّ از او . ششم : مؤخّر داشتن حدّ بىعذر .
--> [ 1 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) [ 2 ] مگر آنكه مستلزم تلويث مسجد باشد پس حرام است . ( يزدى ) [ 3 ] بلكه احوط ترك در حالت سختى است در غير رجم و قتل ، بلكه اگر خوف هلاك باشد حراماست . ( يزدى ) [ 4 ] احوط عدم ضمانت و عدم شفاعت و عدم تأخير حد است . ( تويسركانى ) * ضمانت و دوتاى بعدى كه شفاعت و تأخير باشد جايز نيست و داخل در امور محرّمه است . ( يزدى )