الشيخ البهائي العاملي
904
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
و حصّهء دختر نُه مىشود زيرا كه حصّهء او برتقدير ذكوريّت خنثى هشت مىشود و برتقدير انوثيّت او ده مىشود . و در صورت مذكوره اگر شوهر با زن جمع شود مخرج نصيب ايشان را در فريضه ضرب بايد كرد و نصيب او را بيرون بايد آورد ، آنگاه تتمّه را بايد قسمت كرد برچهل سهم ، هرسهمى به سه سهم اگر شوهر باشد ، و هفت سهم اگر زن باشد . و اگر با پدر و مادر خنثى جمع شود فريضهء ذكوريّت شش است و فريضهء انوثيّت پنج ، و حاصل ضرب پنج در شش سى است ، و هر گاه سى را در دو ضرب كرديم شصت مىشود ، پدر و مادر بيست و دو مىبرند چه حصّهء ايشان برتقدير ذكوريّت بيست است و برتقدير انوثيّت بيست و چهار ، و خنثى سى و هشت مىبرد ، برتقدير ذكوريّت چهل مىبرد و برتقدير انوثيّت سى و شش . و اگر با پدر و مادر دو خنثى جمع شوند در اين هردو صورت اكتفا به شش بايد كرد ، و اگر يكى از پدر و مادر با خنثى جمع شوند فريضهء ذكوريّت شش است و فريضهء انوثيّت چهار ، و ميانهء ايشان توافق است نصف هريك را در ديگرى ضرب كرديم دوازده شد ، باز دوازده را در دو ضرب كرديم بيست و چهار شد ، پس حصّهء يكى از پدر و مادر پنج باشد و حصّهء خنثى نوزده . و اگر دو خنثى با يكى از پدر و مادر جمع شوند فريضهء ايشان نيز مثل فريضهء پدر و مادر با دو خنثى است كه مذكور شد ، امّا شصت را در دو ضرب كرديم صد و بيست مىشود . و اگر با دختر و خنثى يكى از پدر و مادر باشد پنج مسألهء انوثيّت را در هجده مسئلهء ذكوريّت ضرب كرديم ، نود مىشود ، و نود را كه در دو ضرب مىكنيم صد و هشتاد مىشود ، حصّهء يكى از پدر و مادر سى و سه مىشود ، برتقدير ذكوريّت سى و شش مىبرد ، و برتقدير انوثيّت سى ، و حصّهء دختر شصت و يك ، و حصّهء خنثى هشتاد و شش . پس در اين صورت از حصّهء پدر نصف ردّ افتاده است ، زيرا كه مردود برتقدير انوثيّت هردو شش است كه فاضل است برتقدير ذكوريّت . و اگر جمع شود با پدر و مادر يا يكى از ايشان با خنثى يا خناثى ذكرى - يعنى