الشيخ البهائي العاملي
855
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
هشتم آنكه : صيغه [ 1 ] بگويد ، چون « أوْصَيْتُ الَيْكَ » يعنى وصايت را به تو رجوع نمودم يا امر فلان طفل خود را به تو تفويض كردم يا تو وصىّ منى . و اين شروط [ 2 ] در حال وصيّت معتبر است تا حين فوت [ 3 ] پس اگر به يكى از اين شروط خلل رساند وصايت باطل است [ 4 ] و بعضى گفتهاند كه : در حال وصيّت كافى است ، و بعضى برآنند كه معتبر حين وفات است . و شرط نيست در وصىّ ذكوريّت ، پس زن و خنثى را با اجتماع شرايط وصىّ مىتوان گردانيد ، و شيخ طوسى اجماع شيعه را براين نقل كرده « 1 » . و همچنين بصر شرط نيست ، و آنچه در روايت سكونى منع از آن واقع شده محمول بركراهيت يا تقيّه است . و اتحّاد وصىّ نيز شرط نيست ، و با اطلاق هردو با هم تصرّف مىكنند ، و با امتناع حاكم جبر مىكند ايشان را براجتماع . و واجبنيست بروصى قبولكردن وصيّت بلكه ردّ مىتواندكرد بهشرطآنكهموصى در حيات باشد و اين خبر به او برسد ، پس اگر خبر به او نرسد و بميرد مشهور [ 5 ] آن است كه وصى را قيام به امور وصايت لازم است مگر آنكه عاجز باشد . و بعضى از مجتهدين گفتهاند كه : هر گاه عالم بهوصيّت نباشد تا آنكه وصيّت كننده بميرد ردّ مىتواند كرد « 2 » . و وصىّ امين است و ضامن نيست مگر با تعدّى يا تفريط .
--> [ 1 ] - اقوى جواز اكتفاء است به هر چيزى كه دلالت كند بر تفويض امر اولاد به شخصى از قولو فعل . ( تويسركانى ) * لزوم صيغه معلوم نيست . ( صدر ) [ 2 ] اقوى اعتبار شروط است در حين وفات . ( تويسركانى ) [ 3 ] بنابر احوط . ( دهكردى ، يزدى ) [ 4 ] معلوم نيست . ( صدر ) [ 5 ] مشكل است . ( يزدى ) ( 1 ) شيخ طوسى ، خلاف 4 : 159 و مبسوط 4 : 52 . ( 2 ) علّامهء حلّى ، مختلف 6 : 337 و تحرير 3 : 379 و 380 . شهيد ثانى ، مسالك 6 : 258 .