الشيخ البهائي العاملي

847

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

مردن [ 1 ] و بعضى از مجتهدين گفته‌اند كه : وصيّت مسلّط ساختن شخصى است برتصرّف در چيزى بعد از مردن « 1 » . و شروط آن دوازده است : اوّل : ايجاب ، چون « أوْصيْتُ لِفُلانٍ بِكَذا أوِ افْعَلُوا كَذا بَعْدَ وَفاتيْ » يعنى وصيّت كردم جهت فلان شخص به فلان چيز مثلًا ، يا آنكه گويد كه : فلان مبلغ به تصدّق دهيد و به‌فلان مبلغ حجّ اجاره كنيد بعد از وفات من ، و آنچه بدينها ماند . و صيغهء عربى در وصيّت لازم نيست و اگرچه قادر برآن باشد . و وصيّت گنگ و كسىكه از نطق عاجز باشد به‌اشاره و كنايت است . و اگر قادر برنطق باشد و بنويسد يا اشاره كند عمل به آن واجب نيست [ 2 ] واگرچه در حال نوشتن او حاضر باشند . [ 3 ] دوم : قبول كسىكه وصيّت براى او مىكند خواه به لفظ باشد چون « قَبِلْتُ » و خواه به فعل باشد چون تصرف كردن در آن ، و اين در جايى شرط است كه محصُور باشد ، امّا در غير محصور چون فقراى بنىهاشم يا مسجد يا قنطره قبول شرط نيست . و در قبول اتصال به ايجاب شرط نيست ، پس اگر بعد از ايجاب به زمانى يا بعد از وفات واقع شود صحيح است ، و بعضى از مجتهدين [ 4 ] گفته‌اند كه قبول صحيح نيست مگر بعد از

--> [ 1 ] - اولى اين است كه تعريف شود وصيّت به اينكه تصرّفى است متعلّق بمابعد الوفاة در چيزىكه از براى او است تصرّف در آن . ( تويسركانى ) * وصيّت يا تمليكى است و آن مالك گردانيدن كسى است چيزى را بعد از مردن ، يا عهدى است و آن سفارش كردن است به تصرّفى بعد از مردن مثل آنچه نقل كرده است از بعض از مجتهدين . ( دهكردى ، يزدى ) [ 2 ] عدم وجوب منسوب به مشهور است ، ولى معلوم نيست . ( صدر ) * مراعات احتياط كند . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 3 ] اعتبار لفظ با قدرت مشهور است من الاصحاب ، لكن دليل واضحى بر آن مطّلع نشديم و لكن شبهه نيست در اينكه اين قول موافق با احتياط است . ( تويسركانى ) [ 4 ] اين قول ضعيف است . ( تويسركانى ) * اگر مراد بعضى از مجتهدين آن است كه لازم نيست ، چنين است كه فرموده‌اند . ( صدر ) ( 1 ) محقّق ، مختصر نافع : 163 . شهيد اوّل ، لمعه : 167 . فاضل مقداد ، تنقيح 2 : 359 .