الشيخ البهائي العاملي

761

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

نهم : ذكر حيوانات ، خواه گوشت او را خورند و خواه نخورند . دهم : فرج حيوانات ، خواه ظاهر آن و خواه باطن آن . يازدهم : سپُرز هرحيوانى . دوازدهم : زهرهء هرحيوانى . سيزدهم : انثييْن هر حيوانى ، يعنى هردو خايه كه منى در او جمع مىشود . چهاردهم : مثانهء هر حيوانى ، يعنى محلّ بول . پانزدهم : مشيمهء هر حيوانى ، يعنى جائى كه بچّه در آن قرار مىگيرد . شانزدهم : نخاع ، و آن مغزى است سفيد كه در مهره‌هاى پشت مىباشد ، و عوام آن را حرام مغز مىگويند . هفدهم : عليا ، و آن دوعصب‌است عريض زردكه از پس سر تا به فرج كشيده است . هجدهم : غدد ، يعنى گرههايى كه در ميان گوشت و پوست مىباشد . نوزدهم : اصلهاى انگشتان كه متّصل به‌عصب كف دست و پاست . بيستم : حدقه ، و آن سياهى است كه در چشم مىباشد كه بدان چيزى مىبينند ، و آن را مردمك چشم مىگويند . بيست و يكم : خرزهء دماغ ، و آن مغزى است كه در كلهء سر مىباشد به‌قدر نخودى . و بعضى از مجتهدين سواى خون و سپُرز و سرگين و ذكر و فرج و انثيين و مثانه چيزى ديگر را از حيوانات حرام نمىدانند ، بلكه مكروه مىدانند . [ 1 ] « 1 » . بيست و دوم : خاك و گل خوردن خواه پاك باشد و خواه نجس ، سواى خاك تربت حضرت امام حسين عليه السلام كه به‌مقدار نخودى جهت شفا مىتوان خورد ، و گِل ارمنى نيز براى دوا مىتوان خورد .

--> [ 1 ] قول اوّل احوط است . ( تويسركانى ) ( 1 ) نيافتيم ، رجوع شود به شرايع 3 : 223 ، و مسالك 12 : 60 ، و جواهر 36 : 342 ، وكشف اللثام 10 : 277 ، و رياض 12 : 184 .