الشيخ البهائي العاملي
714
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
پانزدهم آنكه : آن دو عادل مرد باشند ، چه شنيدن زنان در طلاق معتبر نيست نهتنها و نه با مردان . فصل سوم در بيان رجوع كردن شوهر بعد از طلاق بدانكه رجوع كردن شوهر در طلاق رجعى جايز است ، و اين بردو قسم است : قسم اوّل : قولى مثل آنكه شوهر به زن گويد : « راجَعْتُكِ وَاسْتَرْجَعْتُكِ » يعنى رجوع كردم من در نكاح تو يا آنكه انكار طلاق كند ، و اگر شوهر گنگ باشد اشارهء او يا برگرفتن مقنعه از سر او كه رجوع از آن فهميده شود بهجاى گفتن است . قسم دوم : فعلى چون دخول كردن به آن زن يا بوسيدن يا دست به شهوت بر او ماليدن ، و اگر آن زن را كه طلاق رجعى گفتهاند در عدّه عقد كنند [ 1 ] آيا عقد كردن رجوع است يا نه ؟ مجتهدين را دراين دو قول است . [ 2 ] و همچنين خلاف است در صحّت مُعلّق ساختن رجوع برشرطى . و در رجوع كردن شوهر دانستن زن رجوع او را شرط نيست ، پس اگر زن غايب را طلاق دهند و در عدّه رجوع كنند صحيح است . و واجب نيست گواه گرفتن بر رجوع كردن بلكه سنّت است .
--> [ 1 ] - احوط عدم عقداست در عدّه و همچنين احوط عدممعلّق رجوعاست به شرط . ( تويسركانى ) [ 2 ] يعنى در صورتى كه از اين قصد رجوع نكند ، پس اگر مىداند كه اين زن قابل عقد نيستاظهر اينكه رجوع است و اگر نمىداند و اعتقاد نموده است كه قابل عقد است اظهر اينكه رجوع نيست و عقد هم صحيح نيست . ( نخجوانى ) * اظهر اين است كه رجوع نيست هرگاه قصد رجوع نكند به آن و عقد هم صحيح نيست . ( يزدى )