الشيخ البهائي العاملي
692
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
و لاحق گردانيدن او به پدر ممكن باشد به او ملحق بايد گردانيدن . و به مجرّد آنكه زن فاحشه باشد شوهر نمىتواند گفت كه فرزندى كه از او حاصل شده باشد فرزند او نيست ، و به اين گفتن فرزندى آن فرزند بر طرف نمىشود اگر زن دايمى باشد مگر آنكه ميان زن و شوهر لعان واقع شود چنانچه زود باشد كه كيفيّت لعان مذكور گردد ، و امّا اگر متعه يا كنيز باشد به مجرّد گفتن شوهر فرزندى آن فرزند بر طرف مىشود و محتاج به لعان كردن نيست . و همچنين جايز نيست نفى كردن فرزند به مجرّد آنكه منى را در وقت انزال در غير فرج زن بريزد ، چه ممكن است كه منى بىشعور در فرج او ريخته شده باشد . فصل چهارم در بيان احكام ولادت فرزند : بدانكه سى امر به ولادت فرزند تعلّق دارد : دو امر واجب ، و بيست و دو امر سنّت ، و شش امر مكروه . امّا دو امر واجب : اوّل : مدد دادنزنان ياشوهردروقت زاييدن زن [ 1 ] و اگر زنان متعذّر باشند مردان محرم مدد دهند ، و اگر وجود مردان محرم نيز متعذّر باشد غير ايشان از خويشان مدد كنند . دوم : ختنه كردن فرزند بعد از بالغ شدن او . و امّا بيست و دو امر سنّت : اوّل : غسل دادن [ 2 ] مولود در وقت ولادت او . دوم : اذان در گوش راست او گفتن و اقامت در گوش چپ [ 3 ] او ، چه از حضرت امام بهحقّ ناطق امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه : مكروهى « 1 » بعد از آن به طفل
--> حضرت خاتمالنبيّين صلّىاللَّه عليه وآله اجمعين بيانىداردكه حاشيه مجال آنرا ندارد . ( صدر ) [ 1 ] - هرگاه محتاج به مدد باشد . ( يزدى ) [ 2 ] و بعضى آن را واجب دانستهاند . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 3 ] پيش از آنكه ناف او را ببرند . ( يزدى ) ( 1 ) در اكثر نسخهها : گناهى .