الشيخ البهائي العاملي
667
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
او يا بعض [ 1 ] او آزاد باشد زنى نكاح كند و آن غلام را صداق آن زن كند ، چه در اين صورت صداق او باطل مىشود [ 2 ] و مهرالمثل مىبايد داد . پنجم آنكه : صداق مقدارى باشد كه زن به آن راضى باشد پس اگر صداق بهمقدارى باشد كه زن به آن راضى نباشد صحيح نيست . ششم آنكه : ولىّ طفل او را به كمتر از مهرالمثل صداق نكند يا بهجهت طفل صغير خود زياده از مهرالمثل صداق كند چه اگر به كمتر يا به زياده از مهرالمثل صداق كند صحيح نيست [ 3 ] و آيا در اين صورت صداق باطل است يا نكاح ؟ ميانهء مجتهدين خلاف است [ 4 ] و جايز است كه آقاى كنيز كنيز خود را آزاد كند و آزادى او را مهر او گرداند . و آيا در اين صورت ابتدا به آزادى مىكند يا به نكاح ؟ ميانهء مجتهدين خلاف است ، اقرب [ 5 ] آناستكه به هركدام كه ابتدا كند صحيح است ، چه هردو بهمنزلهء يك كلامند . فصل هشتم در بيان آنكه به دخول كردن مهر مسمّى واجب مىشود : بدانكه مهر مسمّى به دخول كردن در قُبُل يا در دُبُر زن واجب مىشود ، خواه بهعقد صحيح باشد و خواه به شبهه ، و ممكن نيست كه دخول بىمهر باشد الّا در چهار موضع : اوّل آنكه : شخصى كنيز خود را بهغلام خود عقد كند و او دخول نمايد ، چه در اين صورت مهرنيست و ليكن سنّت است كه آقا به غلام خود چيزىبدهد كه او به كنيز دهد تا به صورت مهر باشد ، و بعضى از مجتهدين چيزى دادن را بر آقا در اين صورت واجب مىدانند . [ 6 ]
--> [ 1 ] - در بعض محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) [ 2 ] صحّت نكاح نيز خالى از اشكال نيست . ( دهكردى ، يزدى ) [ 3 ] قول به عدم صحّت خالى از اشكال نيست و لكن احوط است . ( تويسركانى ) * مگر آنكه مصلحتى مقتضى آن باشد . ( دهكردى ، يزدى ) * مطلقاً معلوم نيست . ( صدر ) [ 4 ] اظهر بطلان نكاح است ، مگر آنكه بعد از بلوغ اجازه كند . ( دهكردى ، يزدى ) [ 5 ] احوط ابتداء به نكاح است . ( تويسركانى ) [ 6 ] گذشت كه احوط است . ( دهكردى ، يزدى ) * و اين احوط است . ( نخجوانى )