الشيخ البهائي العاملي

647

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

دوم : تيمّم كردن ايشان جهت نماز هر گاه آب نباشد . سوم : قضا كردن روزهء واجب ، هرگاه در آن حال دخول كنند . چهارم [ 1 ] : قضاى اعتكاف واجب ، هرگاه در اثناى آن دخول واقع شود . پنجم : تمام كردن دو اعتكاف واجب يا زياده ، هرگاه شرط تتابع در آن كرده باشند و به سبب دخول كردن در اثناى آن باطل نموده باشند . ششم : قضاى حجّ و عمرهء واجب [ 2 ] هرگاه پيش از آنكه وقوف عرفه و مشعر كرده باشند از روى عمد دخول كنند . هفتم : تمام كردن افعال حجّى كه به سبب دخول كردن باطل كرده باشند . هشتم : كفّارهء دخول كردن در روزهء واجب و اعتكاف واجب و حجّ واجب ، به آنچه در بحث روزه و اعتكاف و حجّ مذكور شده . نهم : نفقه دادن به زنى كه در حجّ به او دخول كرده باشد [ 3 ] در سال دوم كه به حجّ روند و راحلهء او نيز بر او واجب است ، هرگاه فاسد گردانيدن حجّ از جانب شوهر باشد و زن اطاعت او نكرده باشد . دهم : تفرقه كردن ميانهء زن و شوهر در سال دوم [ 4 ] هرگاه به آن موضعى كه در سال اوّل دخول كرده باشند برسند ، به اين طريق كه شخصى با ايشان باشد تا آنكه افعال حجّ را به‌اتمام رسانند و نگذارد كه با يكديگر خلوت كنند . يازدهم : هر گاه دخول در حالتى كه زن حيض داشته باشد واقع شود كفّاره براو واجب است چنانچه در بحث حيض مذكور شد ، و بعضى از مجتهدين اين كفّاره را

--> [ 1 ] چهارم و پنجم و ششم احوط است . ( تويسركانى ) [ 2 ] بلكه مستحّب نيز و حجّ و عمره‌اى كه سال بعد مىكند قضاء نيست ، بلكه عقوبةً بايد بكندو حجّ اوّل صحيح است بنابر اقوى هر چند بهتر مراعات احتياط است در ثمرات مترتّبهء بر قولين از بطلان اوّل يا عقوبت بودن دوم . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 3 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) [ 4 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) * و همچنين در تتّمهء اعمال حجّ همان سال . ( نخجوانى ، يزدى )