الشيخ البهائي العاملي
587
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
فصل نهم در لقطه و آن برداشتن چيزى است كه اگر بر ندارند ضايع شود . و اين برسه قسم است : قسم اوّل انسان : و آن را « لقيط » و « منبوذ » و « ملقوط » گويند ، و آن هرطفل ضايعى است كه كسى نداشته باشد كه او را بزرگ كند و محافظت او نمايد ، زيرا كه اگر كسى داشته باشد كه حاكم شرع او را بر نفقهء او جبر تواند كرد - چون پدر يا جدّ ، يا آقا در غلام - جبر كردن او لازم است . و بر داشتن او واجب كفائى است هرگاه از تلف شدن او ترسند . و بعضى از مجتهدين اين را سنّت مىدانند « 1 » . و اگر دو كس يا زياده برسر برداشتن طفل نزاعكنند سابق اولاست ، و اگر به يك دفعه بردارند آنكس كه از شهر باشد اولاست به محافظت از آنكه از دهكده باشد ، آنكس كه در دهكده باشد اولاست [ 1 ] از كسىكه در صحرا منزل داشته باشد ، و همچنين اولاست مالدار از مفلس ، و ظاهرالعداله از مجهولالحال . و اگر در جميع آنچه مذكور شد مساوى باشند قرعه بزنند نام هركدام كه بيرون آيد از آنكس است . و شروط آن كسى كه لقيط را برمىدارد سه چيز است : اوّل آنكه : بالغ و عاقل باشد . دوم آنكه : آزاد باشد ، چه برداشتن غلام بىاذن آقا صحيح نيست ، مگر در وقتى كه
--> [ 1 ] - اقوى رجوع به قرعه است مطلقاً هرگاه ملتقط صلاحيت حضانت طفل را دارد و دليلى براعتبار ترجيحات مذكوره نيافتم . ( دهكردى ) * بر ترجيحات مذكوره دليلى نيست . ( نخجوانى ، يزدى ) ( 1 ) محقّق حلّى ، شرائع 3 : 285 و مختصر نافع : 253 .