الشيخ البهائي العاملي
578
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
دوازدهم : لِعان كردن با زن خود ، بهطريقى كه مذكور خواهد شد . سيزدهم : رضاع [ 1 ] چه هر گاه زنى را جهت شير دادن گرفته باشند نايب نمى تواند گرفت . [ 2 ] چهاردهم : انقضاى عدّت « 1 » . پانزدهم : قسامه . شانزدهم : جنايت . هفدهم : التقاط و احتطاب و احتشاش [ 3 ] يعنى برچيدن و هيمه گرد كردن و علف درويدن . هجدهم : اقامت شهادت ، مگر بروجه شهادت برشهادت ، چه در اين صورت حاكم [ 4 ] جهت او نايب مىتواند گرفت . موقف سوم در چيزهايى كه قابل نيابت هست و آنها سى و هشت چيزند : اوّل : اخراج زكات و خمس و قسمت تصدّقات . دوم : خريدن و فروختن [ 5 ] مگر به نيابت [ 6 ] كسىكه احرام بسته باشد . سوم : قبض كردن قيمت متاع . چهارم : گرو كردن و قبض گرو . پنجم : مصالحه . ششم : حواله . هفتم : ضامن شدن . هشتم : شريك شدن .
--> [ 1 ] با اعتبارمباشرت واختصاص بهرضاع ندارد ، در هر جا اعتبار مباشرت شود چنيناست . ( يزدى ) [ 2 ] محتاج به تأمّل و تفصيل است . ( صدر ) [ 3 ] عدم قبول نيابت در التقاط و احتطاب و احتشاش محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) * اقوى جواز نيابت است در مذكورات . ( دهكردى ، يزدى ) * معلوم نيست . ( صدر ) [ 4 ] اعتبار حاكم وجه ندارد و أيضاً شهادت فرع از باب نيابت نيست . ( دهكردى ، يزدى ) [ 5 ] احوط منع است . ( تويسركانى ، صدر ) [ 6 ] كه خريدن صيدى كه همراه او باشد جايز نيست ، و امّا اگر همراه او نباشد صحيح است اگروكالت سابق بر احرام او باشد . ( دهكردى ، يزدى ) ( 1 ) يعنى كسى به نيابت عدّه نگهدارد .