الشيخ البهائي العاملي
558
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
دهم : تقصير دلّال در محافظت متاع و مال . يازدهم : تقصير گروگيرنده در محافظت گرو . دوازدهم : تقصير باغبان و برزگر در محافظت باغ و زراعت . سيزدهم : تعدّى شريك از آنچه شريك او در تصرّف در مال شراكت اذن داده باشد ، يا تقصير كردن او در محافظت مال شركت . [ انكار كردن عاريت كننده و امانت گيرنده از تلف شدن ضامن است ] . [ عازم بودن ايشان بر ردّ نكردن آن ] [ 1 ] « 1 » . چهاردهم : تقصير كردن عامل مضاربه و تعدّى از اذن مالك ، چه با تلف در اين صورت ضامن است . پانزدهم : امتناع وكيل از تسليم مال موكّل بىسبب شرعى و تلف شدن آن . شانزدهم : تعدّى وكيل از آنچه موكّل تعيين كرده . هفدهم : تقصير كردن كسىكه چيزى يافته باشد در حفظ و در تعريف « 2 » آن ، و در صورتىكه كسى وصف آن كند و به او دهد بىاذن حاكم آنگاه گواه بگذرد كه مالك ديگرى بوده و آن تلف شده باشد . هجدهم : تدليس كردن در نكاح چه مُدلِّس مهر را ضامن است . نوزدهم : اگر صداق در دست شوهر پيش از قبض زن فوت شود ، قيمت اعلاىِ آن را از وقت مطالبه تا وقت تلف [ 2 ] آن ضامن است . بيستم : هر گاه زن نشوز كند و شوهر او را بزند بهنوعى كه تلف شود ، يا عضوى از اعضاى او مجروح گردد ضامن است .
--> [ 1 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) [ 2 ] بعيد نيست قيمت يوم الاداء هرگاه قيمى باشد و در مثلى مثل است . ( دهكردى ، يزدى ) ( 1 ) اين مسأله و ماقبل آن در بعضى از نسخهها آمده است . ( 2 ) بعضى از نسخهها : تملّك آن .