الشيخ البهائي العاملي
522
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
قوم چهارم : بيمارانى كه در آن مرض فوت شوند ، چه ايشان از زياده بر سه يك مال خويش [ 1 ] ممنوعند [ 2 ] به اين معنى كه اگر سى تومان داشته باشند و به كسى ببخشند ، ده تومان آن صحيح است و باقى باطل است . [ 3 ] قوم پنجم [ 4 ] : جماعتى كه متاعى فروخته باشند ، چه ايشان از تصرّف در قيمت آن متاع ممنوعند [ 5 ] تا آنكه متاع را تسليم مشترى نمايند . قوم ششم : جماعتى كه متاعى خريده باشند و قيمت آن را نداده باشند ، چه ايشان نيز ممنوعند از تصرّف در آن متاع تا قيمت آن را ندهند . قوم هفتم : غلامانى كه آقاهاى ايشان با ايشان قرار كرده باشند كه مبلغى معيّن بدهند و آزاد شوند ، چه ايشان از آنچه پيدا كنند سواى نفقه و آنچه به آقا مىدهند ممنوعند تا آنكه آنچه آقا با ايشان قرار داده باشد بدهند . قوم هشتم : جماعتى كه از دين اسلام برگرديده باشند و پدران ايشان كافر بوده باشند ، چه ايشان از مال خود ممنوعند تا آنكه مسلمان شوند . قوم نهم : جماعتى كه مال خود را جهت دَيْنى پيش كسى گرو كرده باشند ، چه ايشان
--> [ 1 ] - اقوى نفوذ تصرّفات مريض است در تمام مال ، هر چند احوط مراعات احتياط است در زايدبر سه يك . ( دهكردى ، يزدى ) [ 2 ] اقوى عدم حجر مريض است در زايد بر ثلث ، بلكه تصرّفات او صحيح است از اصل مال . ( تويسركانى ) [ 3 ] احوط تصالح و تراضى است . ( صدر ) [ 4 ] در پنجم و ششم تأمّل است . ( تويسركانى ) * اظهر اين است كه قوم پنجم و ششم ممنوع از تصرّف در قيمت و متاع نيستند ، بلى تسليم ثمن و مثمن بر ايشان واجب است ، لكن اگر مخالفت كند مانع از تصرّف و صحّت عقد نيست مگر در موردى كه قبض و اقباض در مجلس شرط صحّت باشد . ( نخجوانى ) [ 5 ] ممنوع بودن ايشان ممنوع است و همچنين در قوم ششم ، ولى واجب است بر بايع تسليم مبيع و بر مشترى تسليم ثمن . ( دهكردى ) * ممنوع بودن ايشان ممنوع است و همچنين در قوم ششم ، و مسألهء وجوب تسليم دخلى ندارد . ( يزدى )