الشيخ البهائي العاملي

486

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

غبن مىرسد . [ 1 ] هشتم : نگاهداشتن [ 2 ] گندم و جو و خرما و مويز و روغن [ 3 ] جهت گران شدن به شرطى كه غير از او كسى ديگر نداشته باشد و مردم به آن محتاج باشند . و بعضى از مجتهدين روغن زيت و نمك را نيز به اينها الحاق كرده‌اند [ 4 ] و بعضى ديگر اين را حرام نمىدانند . و در احاديث اهل‌بيت عليهم السلام وارد شده [ 5 ] كه : حدّ نگاهداشتن در [ 6 ] گرانى سه روز است و در ارزانى چهل روز « 1 » . بعد از آن حاكم شرع او را جبر مىكند به فروختن و ميانهء مجتهدين خلاف است كه آيا نرخ را حاكم تعيين مىكند يا نه ؟ اصحّ آن است كه به‌دست صاحب [ مال ] است . [ 7 ] نهم : به سفردريارفتن جهت‌تجارت با خوف‌هلاك ، يعنى دروقت‌تلاطم امواج آن . فصل سوم در اقسام بيع كردن بدان‌كه بيع بر ده قسم است : قسم اوّل : آنكه متاع و قيمت آن هر دو حالّ باشد ، و اين قسم را « نقد » گويند . و در جايىكه

--> [ 1 ] اقوى خيار غبن است با غبن . ( تويسركانى ) * و اظهر صحّت است حتّى بنابر قول به حرمت ، بلكه اشكالى در آن نيست . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 2 ] حرمت احتكار احوط است . ( تويسركانى ) [ 3 ] اظهر اين است كه اختصاص به مذكورات ندارد ، بلكه هر چيزى كه محلّ احتياج مردم باشد مثل قند و زغال و حطب و نفت و امثال اينها نبايد احتكار نمود ، پس مناط حاجت مردم است . ( نخجوانى ) [ 4 ] و اين قول احوط است . ( دهكردى ، يزدى ) [ 5 ] و لكن محمول است بر اختلاف زمان لزوم . ( نخجوانى ) [ 6 ] و اقوى اين است كه مناط حاجت مردم است ، چنانچه ذكر شد . ( يزدى ) [ 7 ] بلى اگر در قيمت احجاف كند او را اجبار مىكنند بر كمتر . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) ( 1 ) كافى 5 : 165 ، حديث 7 . وسائل 17 : 423 ، حديث 1 .