الشيخ البهائي العاملي
479
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
بيست و سوم : آرد خريدن جهت قوتِ خود ، و كراهت خريدن نان از آن بيشتر است « 1 » . بيست و چهارم : فروختن هريك ازكنيز و فرزند اورا تنها درمدّتدوسال . و بعضى از مجتهدين تا هفت سال گفتهاند . و بعضى ديگر اين را حرام مىدانند . [ 1 ] « 2 » و همين حكم دارد تفرقهء ميان طفل و پدر و جدّ و برادر ، و خواهر گاهى كه مادر نداشته باشد . بيست و پنجم : فروختن هريك از دو جنس مختلف را به ديگرى نسيه و اگرچه در قدر [ 2 ] مساوى باشند هر گاه قابل كيل و وزن باشد . بيست و ششم : فروختن آب نهر مملوك و آبى كه به آن احتياج نداشته باشد . بيست و هفتم : فروختن فرزند كنيزى كه از زنا [ 3 ] حامله شده باشد و بعد از چهار ماه به او دخول كرده باشد . [ 4 ] بيست و هشتم : سَلَم خريدن شيرهء انگور ، چه احتمال دارد در وقتى كه مشترى خواهد شراب شده باشد . فصل دوم در آداب تجارت بدانكه شصت و هشت امر تعلّق به تجارت دارد : دو امر واجب ، و سى و يك امر سنّت ، و بيست و شش امر مكروه ، و نُه امر حرام :
--> [ 1 ] - قول به حرمت احوط است . ( تويسركانى ) * البتّه فرمايش بعض از مجتهدين را رعايت نمايند . ( صدر ) [ 2 ] كراهت در صورت مساوات در قدر معلوم نيست ، بلكه مخصوص است به صورت تفاضل و جمعى حرام دانستهاند . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 3 ] يا از غير زنا ، لكن حمل از مولايش نباشد كه امّ ولد شده باشد و احوط در صورت مفروضهنفروختن ، بلكه آزاد كردن او است ، چون تغذّى كرده است به نطفهء او . ( يزدى ) [ 4 ] و عزل هم نكرده باشد . ( دهكردى ، يزدى ) ( 1 ) يعنى : بهتر است گندم بخرد . ( 2 ) محقّق ثانى ، جامعالمقاصد 4 : 157 . شيخ مفيد ، مقنعه : 545 . شيخ طوسى ، نهايه 2 : 195 .