الشيخ البهائي العاملي

44

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

را تر سازد براعضا مالد [ 1 ] غسل باطل [ 2 ] خواهد بود ، و همچنين اگر در غسل ارتماسى در زير آب نيّت كند و مقارن نيّت اصلًا حركت نكند [ 3 ] در اين صورت نيز غسل باطل است [ 4 ] . چهاردهم : تخليل نمودن آنچه مانع رسيدن آب باشد [ به‌ظاهر بدن ] مثل انگشتر و زِهگير « 1 » و غيره . پانزدهم : آنكه در غسل ارتماسى وقتى كه در آب فرو رود پاها را از زمين قُلّتين « 2 » اندكى مرتفع سازد و حركت دهد تا آب بركف پايها برسد [ 5 ] و اگر هردو پا يا يك پا بر زمين قُلّتين چسبيده باشد و آب بر آن نگذرد غسل باطل خواهد بود [ 6 ] . شانزدهم : بر حكم نيّت بودن [ 7 ] از اوّل غسل تا آخر غسل ، يعنى قصد امرى كه

--> [ 1 ] - اقوى اكتفاء به مسمّاى غسل است اگرچه به اعانت دست بوده باشد . ( تويسركانى ) * مناط صدق شستن است ولو به نحو تدهين كه اجراء آب ولو به معونهء دست از عضوى به عضو ديگر منتقل سازد ، بلى [ مسحِ ] اعضاء به دست تر كفايت نمىكند . ( دهكردى ) [ 2 ] يعنى غسل بر وجه تدهين باطل است . ( كوهكمره‌اى ) [ 3 ] بلكه صحّت غسل در صورت حركت نمودن نيز محلّ تأمّل و اشكال است ، بلى به تمام بدن‌را از آب بيرون كردن لازم نيست ، بلكه بيرون بودن قدر معتنى به كافى است . ( كوهكمره‌اى ) [ 4 ] بطلان در اين صورت معلوم نيست ، اگرچه احوط است . ( تويسركانى ) * بلكه غسل صحيح است على الاقوى . ( دهكردى ) [ 5 ] شايد مراد اين است كه بايد زمانى آب به تمام بدن احاطه داشته باشد . ( صدر ) [ 6 ] هرگاه قصد اين داشته باشد كه به اندك پاها را حركت بدهد بطلان غسل معلوم نيست ، اگر چه احوط است . ( تويسركانى ) * قلّه خُمرهء بزرگ را مىگويند دو تاى آنها يك كرّ و زياده آب مىگيرد ، مقصود دراينجا جائى است كه در او غسل مىكند ، و مناط در صحّت غسل آن است كه تمام اعضاء را مقارن نيّت غسل آب فرو گيرد ، يا به خود فرو رفتن يا در زير آب بودن . ( دهكردى ) [ 7 ] نيّت داعىاست نه اخطار ، پس تمام عمل بايد با نيّت‌باشد تحقيقاً ، پس‌قصد منافى مضرّ ( 1 ) معناى آن در صفحهء 28 گذشت . ( 2 ) ظاهراً منظور « آبِ كُرّ » است كه در آن غسل كنند ، چون در روايات آمده است : « إذا كان الماء قدر قُلّتين لم ينجّسه شيء » .