الشيخ البهائي العاملي
380
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
و امّا سه امرى كه مكروه است : اوّل : آزاد كردن غلام ناصبى . دوم : جدا كردن طفل از مادرش . و بعضى از مجتهدين [ 1 ] آن را حرام مىدانند . [ 2 ] سوم : آزاد كردن غلامىكه از كسب و كار عاجز شده باشد . قسم دوم كتابت است : و كتابت آن است كه كسى با غلام خويش گويد كه : مبلغ معيّن بده و آزاد باش ، و اين بردو قسم است : قسم اوّل : مطلق است كه اقتصار به صيغه ، و عوض ، و نيّت ، و وعده [ 3 ] بكند . و هر گاه غلام چيزى را از آن مبلغ بدهد به قدر آن آزاد مىشود . قسم دوم : مشروط ، و آن چنان است كه آقا به غلام گويد كه : هر گاه از عوض عاجز شوى ، همان بنده باشى . و شروط كتابت دوازده است : اوّل : صيغه ، و در مطلق چنين گويد كه : « كاتَبْتُكَ عَلى انْ تُؤَديَ الَيَّ كَذا ، فَاذا ادَّيْتَ [ 4 ] فَانْتَ حُرٌّ » يعنى مكاتب ساختم تو را به اينكه ادا كنى به من در هرماهى اين مبلغ معيّن را و هر گاه ادا كنى آزاد باشى . و در شروط چنين گويد : « كاتَبتُكَ على أن تؤدِّىَ إليَّ كلّ شهرٍ كذا ، فإذا أدّيت فأنت حرّ ، وإن عجزت فأنت رقّ » يعنى مكاتب ساختم تو را به اينكه ادا كنى به من در هر ماهى اين مبلغ معيّن را و هرگاه ادا كنى آزاد باشى ، و اگر عاجز [ 5 ] شوى تو همان بنده باشى . دوم : قبول غلام اين معنى را .
--> [ 1 ] البتّه فرمايش بعضى از مجتهدين را ترك ننمايند . ( صدر ) [ 2 ] و اين احوط است . ( تويسركانى ) [ 3 ] يعنى ذكر اجل . ( يزدى ) [ 4 ] ذكر « فاذا أدّيتَ » إلى آخره در صيغهء شرط نيست بنابر اقوى ، هرچند احوط است . ( يزدى ) [ 5 ] و محقّق مىشود عجز به اينكه مال يك وعده تأخير افتد ، هرچند به وعدهء ديگر نرسد ، و بعضى اعتبار كردهاند تأخير تا وعدهء ديگر را . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )