الشيخ البهائي العاملي

377

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

پنجم : مباح [ 1 ] چون آزاد كردن ولدالزنا و مستضعف . و آزادى به چهار چيز حاصل مىشود : اوّل : مباشرت . دوم : سرايت . سوم : مالك شدن . چهارم : عوارض . و در آن چهار موقف است : موقف اوّل مباشرت است و آن بر چهار قسم است : قسم اوّل آزاد كردن بنده : و در آن هفت چيز شرط است : اوّل : صيغه ؛ چون « انْتَ حُرٌّ » يعنىتوآزادى ، واگرگويد : « اعْتَقْتُكَ » يعنى آزاد گردانيدم تو را و قصد انشاء كند مجتهدين را در اين دو قول است : اصحّ آن است كه به اين قول نيز آزادى واقع مىشود . و به غير از اين دو لفظ [ 2 ] آزادى بهم نمىرسد از كتابتها و اشارتها و اگرچه به آن قصدِ آزادى كند ، مگر آنكه قادر برگفتن نباشد يا گُنگ باشد ، چه در اين صورت اشارت و نوشتن با قرينهء برقصد قايم مقام گفتن اين دو لفظ مىشود . دوم : صيغه از بالغ و عاقلِ مختار قصدكنندهء جايزالتصرف واقع شود ، پس اگر آزاد كردن بنده از طفل - و اگرچه ده ساله [ 3 ] باشد - و ديوانه و كسى كه او را به اكراه برآن دارند و مست و غافل و مفلسى كه حاكم شرع او را ازمالش منع كرده باشد كه به قرض خواهان او دهد و بيمارى كه در بيمارى [ 4 ] زياده از سه يك مال خود آزاد كند واقع شود ، باطل [ 5 ] است .

--> [ 1 ] مراد عدم تأكّد استحباب است . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 2 ] اين قول احوط است . ( تويسركانى ) [ 3 ] بطلان عتق طفل ده ساله احوط است و همچنين بطلان عتق زايد بر ثلث در مرض به موت . ( تويسركانى ) [ 4 ] كه به آن بيمارى بميرد . ( صدر ) [ 5 ] اقوى در عتق بيمار صحّت است ، هرچند زائد بر ثلث مال باشد و مراد بيمارى است كه