الشيخ البهائي العاملي

330

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

هفتم آنكه : در اوّل هرشوط و آخر آن تند به راه نرود مگر در ما بين مناره و كوچه عطّاران كه آنجا تند رفتن [ 1 ] اولى است ، خواه پياده باشد و خواه سوار و اين تند رفتن مردان را سنّت است و زنان را سنّت نيست . هشتم : در اثناى سعى اين دعا [ 2 ] بخواند : « اللَّهُمَّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمْ انَّكَ انْتَ الْاعَزُّ الْاجَلُّ الْاكْرَمُ ، يا ذَالْمَنِّ وَالْفَضْلِ وَالْكَرَمِ وَالنَّعْمآءِ وَالْجُوْدِ اغْفِرْ ليْ ذُنُوْبيْ انَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوْبَ الّا ا نْتَ » . مقصد چهارم احكام تقصير و احرام حجّ بدان‌كه بعد از فارغ شدن از سعى بايد تقصير كند ، يعنى از ناخن بگيرد ، خواه دست و خواه پاها ، يا از موى بدن چيزى ازاله كند اگرچه به‌قدر سر مو باشد ، خواه به مقراض و خواه به كندن و خواه به نوره كشيدن و خواه به تراشيدن ، امّا تراشيدن همهء سر [ 3 ] جايز نيست .

--> [ 1 ] - يعنى هروله نمودن . ( خراسانى ، مازندرانى ) [ 2 ] اين دعا به اين كيفيّت مذكوره رجاءً خوانده شود . ( خراسانى ) * اوّل اين دعا را ذكر نفرموده و او بنا بر نقل صاحب وسائل اين است : « بسم اللَّه واللَّه‌اكبر وصلّى اللَّه على محمّدٍ وآله » وسنّت است كه اين دعا را تا « ذا المنّ » در حال هروله بخواند ، و از « يا ذا المنّ » تا آخر بعد از تجاوز از حدّ محل هروله به جهت آنكه امام عليه السلام فرموده : زمانى كه از منارهء آخر تجاوز كردى سپس بگو : « يا ذالمنّ » الى آخره ، پس از آن راه برود ، پس معلوم شد كه مؤلّف رحمه الله خلط فرموده . ( كوهكمره‌اى ) [ 3 ] و اگر تراشيد جميع سر را در كفايت آن از تقصير اشكال است ، احوط آن است كه بعد تقصير كند . ( خراسانى ، مازندرانى ) * بلكه احوط در اين صورت كشتن يك گوسفند است ، به جهت اينكه امام عليه السلام فرموده : « دمٌ يهريقه » . ( كوهكمره‌اى ) * يعنىبه‌نيّت تقصير ، بلكه اگرتراشيد احوطبلكه اظهركشتن يك‌گوسفنداست ، بلكه‌تراشيدن بعض سر نيز به نيّت تقصير مشكل است كفايت آن وبعضىتراشيدن تمام‌سر را بعد ازتقصير نيز منع كرده‌اند و اين قول‌اظهر است ، بلكه موجب كفّاره‌است به دو شرط : اوّل آنكه بعد از دخول ذيقعده شود ، دوم اين كه عالم بر حكم شود و إلّاكفّاره ندارد لكن حرام است . ( نخجوانى ) * يعنىبه‌نيّت‌تقصير ، بلكه‌اگر تراشيد احوط كشتن يك گوسفند است ، بلكه‌تراشيدن به‌بعض