الشيخ البهائي العاملي

331

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

و نيّت چنين كند كه : تقصير مىكنم در عمرهء تمتّع از براى آنكه واجب است تقرّب به‌خدا . و مقارن نيّت به تقصير مشغول شود و چون تقصير به‌فعل آورد جميع آنچه به احرام حرام شده بود حلال مىشود [ 1 ] و تقصير آخر افعال عمره است . و سنّت است [ 2 ] كه تقصير در مروه واقع شود . و مكروه است [ 3 ] طواف خانهء كعبه بعد از سعى و قبل از تقصير . و واجب است كه بعد از تقصير به احرام حجّ اشتغال نمايد . و جميع آنچه در احرام عمره مذكور شد از مقدّمات و غير آن در احرام حجّ معتبر است . و ميقات اين احرام [ 4 ] شهر مكّه است . و نيّت چنين كند كه : احرام حجّ تمتّع بجامىآورم از براى آنكه واجب است تقرّب به خدا . و نيّت را مقارن تلبيات سازد . و سه امر در اين احرام سنّت است : اوّل آنكه : در روز هشتم ماه ذيحجّه [ 5 ] واقع شود . دوم آنكه : در مسجدالحرام [ 6 ] باشد ، و افضل آن است كه در زير ناودان خانهء كعبه واقع شود . سوم : بلند گفتنِ تلبيه [ 7 ] در مكانى كه آنجا احرام بسته اگر پياده باشد ، و اگر سوار

--> سر نيزبه نيّت‌تقصير مشكل‌است‌كفايت‌آن و بعضى تراشيدن تمام‌سر را بعد از تقصير نيز منع كرده‌اند ، لكن‌اقوى جواز آن‌است ، هرچند مستحب‌ّاست ترك‌آن به‌جهت توفير يعنىزيادكردن موى از براى احرام حجّ ، بلكه احوط است ، چون بعضى توفير را واجب مىدانند . ( يزدى ) [ 1 ] - غير از سر تراشيدن . ( صدر ) [ 2 ] بايد مراجعه شود . ( خراسانى ) [ 3 ] بايد مراجعه شود . ( خراسانى ) [ 4 ] يعنى احرام حجّ تمتّع . ( خراسانى ، مازندرانى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 5 ] و اين احوط است . ( خراسانى ، مازندرانى ) [ 6 ] مهما امكن احرام در مسجد الحرام را ترك ننمايند . ( صدر ) [ 7 ] سزاوار است كه بلند نگويد تلبيه را ، چه سواره باشد چه پياده ، مگر آنكه مشرف شود برابطح . ( خراسانى ، كوهكمره‌اى ، مازندرانى ) * بهتر اين است كه رفع صوت را تأخير بيندازد تا وقتى كه مشرف شود بر ابطح . ( نخجوانى ، يزدى )