الشيخ البهائي العاملي

311

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

پنجم : در جواب احدى لبيّك گفتن . ششم : خوابيدن برفرشى كه سفيد نباشد . هفتم : تراشيدن سرِ [ 1 ] شخصى كه احرام نداشته باشد ، كه اگر احرام داشته باشد تراشيدن سر او حرام است . هشتم : غسل كردن از براى خنك ساختن بدن ، نه به جهت سنّت مثل غسل جمعه و غير آن . نهم آنكه : جامهء احرام از غير پنبه [ 2 ] باشد . دهم آنكه : جامهء احرام ميل ميل باشد ، يعنى خطّها داشته باشد . يازدهم آنكه : سياه [ 3 ] باشد . دوازدهم آنكه : در ابتداى احرام جامهء احرام چركين باشد ؛ امّا اگر در اثناى احرام چركين شود پوشيدن آن مكروه نيست . امّا آن بيست و چهار امر كه در حال احرام بجاآوردن آن حرام است : اوّل : شكار كردن ، يا شخصى را شكار فرمودن « 1 » يا گفتن كه فلانجا شكارى هست ، يا نمودن شكار ، يا آلات شكار - مثل باز و سگ و دام و تير و تفنگ - به شخصى دادن كه شكار كند . و اين امور حرام است به دو شرط : اوّل آنكه : آن جانور آبى نباشد ؛ چه شكار كردن جانوران آبىدر حال احرام حرام نيست ، و مراد از « جانور آبى » حيوانى است كه در آب تخم كند ؛ پس شكار كردن غاز و اردك و باقى حيوانات كه در خشكى تخم كنند حرام

--> [ 1 ] - حرام است بنابر اقوى . ( خراسانى ) [ 2 ] در كراهت اين تأمّل است . ( خراسانى ) [ 3 ] احوط ترك احرام است در آن . ( خراسانى ) * و همچنين اگر زرد باشد ، بلكه اولى ترك مطلق جامه رنگين است . ( دهكردى ، كوهكمره‌اى ، نخجوانى ، يزدى ) ( 1 ) يعنى امر به شكار كردن .