الشيخ البهائي العاملي

291

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

دوم : هرفعلى كه موجب ضعف باشد ، مثل مكث بسيار در حمّام ، و خون گرفتن ، و مانند آن . سوم : زنان را بوسيدن ، يا دست بازى كردن . چهارم : شياف برداشتن [ 1 ] . پنجم : حُقنه « 1 » كردن [ 2 ] . ششم : سقِّزْ خاييدن « 2 » . ) هفتم : در گوش يا بينى چيزى چكانيدن ، هر گاه به حلق نرسد كه اگر به حلق رسد روزه باطل مىشود [ 3 ] . هشتم : شكوفه و گل بو كردن ، به تخصيص نرگس . نهم : پيراهن برخود تر كردن . دهم : سرمه كه مشك يا صبر « 3 » داشته باشد در چشم كشيدن . يازدهم : زنان را در آب مكث كردن .

--> [ 1 ] احوط ترك است . ( خراسانى ) [ 2 ] احوط حرمت است . ( تويسركانى ) * حقنه كردن به چيز روان مفسد روزه است على الاقوى . ( خراسانى ) * احوط بلكه اقوى مفطر بودن حقنه به مايع است . ( دهكردى ، صدر ) * گذشت كه حقنه به مايع مفطر است . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 3 ] على الاحوط . ( خراسانى ) ( 1 ) داخل كردن دواى مايعى از راه مقعد در روده‌ها ، براى روان كردن مدفوع بيمار . ( 2 ) آدامس جويدن . ( 3 ) گياهى است گرمسيرى ، كه از آن شيرابه‌اى به دست ميآورند بنام « صبر زرد » كه در تداوى مصرف دارد .