الشيخ البهائي العاملي
24
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
هشتم : شستن روى است و آن از رستنگاه موى سر است تا آخر زَنَخ « 1 » در طول و آنچه انگشت مهين « 2 » و ميانين آن را فراگيرد در عرض [ 1 ] و آنچه از روى در زير محاسن باشد و بههيچوجه نمايان نباشد لازم نيست كه شسته شود و شستن مو كافى است ، امّا آنچه در بعضى اوقات مىنمايد « 3 » شستن آن واجب است [ 2 ] و آنچه از محاسن از زنخ گذشته باشد شستن آن واجب نيست . نهم : شستن دست راست است از مرفق [ 3 ] تا سر انگشتان و اگر شخصى دست زايد داشته باشد و اصلى از زايد معلوم نباشد واجب است كه هر دو را بشويد ، و اگر دست زايد معلوم باشد پس اگر زير مرفق است بايد شست [ 4 ] و اگر بالاى مرفق است شستن آن لازم نيست . دهم : شستن دست چپ است به طريق دست راست . يازدهم : مسح موى سر است كه آن بالاى پيشانى [ 5 ] است يا جاى آن اگر موى در
--> * و كفايت مىكند مقارنه با مضمضه و استنشاق ، بلكه كفايت مىكند در زمان شستن دستها . ( مازندرانى ) [ 1 ] - بلكه لازم است داخل نمودن قدرى از خارج حدود تا يقين به شستن روى حاصل شود . ( كوهكمرهاى ) [ 2 ] با عدم صدق احاطه موى آن را . ( خراسانى ) * واجب نيست شستن بشره اگر مو احاطه كرده باشد به آن نحوى كه شستن بشره محتاج باشد به داخل كردن انگشت در زير موها . ( مازندرانى ) * همين كه صدق كند كه موى احاطه به آن كرده واجب نيست شستن زير آن هرچند ديده مىشود . ( يزدى ) [ 3 ] بلكه لازم است داخل نمودن چيزى از بازو ، تا يقين به شستن تمام مرفق حاصل شود و اينمعنى در دست چپ نيز جارى است . ( كوهكمرهاى ) [ 4 ] نبايد شست ، شايد احوط باشد . ( دهكردى ) [ 5 ] تعيّن مسح بالاى پيشانى يا جاى آن احوط است . ( تويسركانى ) * اين احوط و اولى است اگرچه اقوى جواز مسح مطلق ربع پيش سر است . ( خراسانى ) * بنابر احوط . ( كوهكمرهاى ) * اين اولى و احوط است ، و اقوى كفايت مطلق پيش روى سر است ، اگر چه ناصيه نباشد . ( مازندرانى ، نخجوانى ) * بلكه مطلق پيش سر ، هر چند بهتر بالاى پيشانى است . ( يزدى ) ( 1 ) چانه . ( 2 ) شست . ( 3 ) نمايان است .