الشيخ البهائي العاملي
25
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
آنجا نباشد . دوازدهم : مسح پاى راست است از سر انگشتان تا بند پا [ 1 ] . سيزدهم : مسح پاى چپ است به همان طريق . چهاردهمآنكه : هرسه مسح به ترى وضو باشد نه به آب تازه ، پس اگر بردست ترى وضو باقى نباشد از موى ريش يا از ابرو [ 2 ] فراگيرد و مسح نمايد . پانزدهم : موالات است - يعنى پى در پى به جا آوردن افعال وضو - پس اگر روى خود را بشويد و بعد از لمحهاى « 1 » دست راست را بشويد فعل حرام كرده [ 3 ] امّا وضوى
--> [ 1 ] كفايت مىكند مسح پاى راست و چپ از سر انگشتان تا كعبين و مراد از كعب همان بر آمدگى است كه بر روى پا است و تا بند پا مسح لزومى ندارد . ( تويسركانى ) * بنابر احوط اگر چه اقوى كفايت مسح است تا بلندى پا . ( خراسانى ) * بلكه لازم داخل نمودن مقدارى از بالاى بند پا ، تا يقين به مسح كعبين حاصل شود و اين معنى در مسح پاى چپ نيز جارى است . ( كوهكمرهاى ) * بلكه كفايت مىكند تا بلندى پشت پا . ( مازندرانى ) . [ 2 ] بنابر احوط اگر [ چه ] اقوى جواز گرفتن است از ساير مواضع نيز . ( خراسانى ) * اختصاص دادن به يكى از اين دو احوط است . ( كوهكمرهاى ) * يا ساير اعضاى وضوء على الاقوى ، هرچند بهتر قصر بر مذكورين است . ( يزدى ) [ 3 ] حرمت خلاف موالات معلوم نيست ، بلى خلاف موالات باعث بطلان وضوء مىشود در صورتى كه تأخير بيندازد تا جميع اعضاء سابقه بر آن عضو كه هنوز نشسته خشك شود و امّا اگر قدرى از اعضاء رطوبت داشته باشد يا مشكوك فيه باشد جفاف و رطوبت ظاهراً وضوء صحيح است . ( تويسركانى ) * حرمت وجه ندارد . ( خراسانى ) * حرمت آن ثابت نيست ، بلكه موالات به احد طريقين شرط صحت است ، يا پى در پى بودن ، اگر چه اعضاء سابقه خشك شده باشد و يا باقى مانده ترى در بعض اعضاء سابقه . ( دهكردى ، مازندرانى ) * فعل حرام نكرده است . ( كوهكمرهاى ) * حرمتمعلومنيست ، بلكه موالات بهاحد طريقين شرط صحتاست ، يا پى در پى بودن ، اگر چه اعضاء سابق خشك شده باشد ، يا بقاى رطوبت در آنها هر چند طول بكشد . ( نخجوانى ) * حرمت معلوم نيست خصوصاً به مقدار لمحه . ( يزدى ) ( 1 ) مدّتى اندك .