الشيخ البهائي العاملي
225
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
برقيام نباشد جايز است كه نشسته نماز كند خواه ادا و خواه قضا ، و اگر برنشستن قادر نباشد برجانب راست خوابيده نماز كند ، و اگر از آن عاجز شود برجانب چپ ، و اگر از آن نيز عاجز باشد برپشت خوابد بهطريق وقت احتضار و ركوع و سجود را به اشارهء به سر بجاآورد ، و اگر از اشارت به سر عاجز باشد به چشم اشارت كند ، و در اين دو صورت سجود را از ركوع منخفضتر سازد ، و قراءت و باقى اذكار را بجاآورد . و اگر از همهء آنها عاجز باشد افعال نماز را بهترتيب بهخاطر بگذراند . و اگر بيمارى كه نشسته نماز مىگزارد در اثناى نشستن قدرت برقيام پيدا كند بايد كه بايستد و قراءت كند ، و اگر قراءت را تمام كرده باشد اين ايستادن بهجهت ركوع باشد ، درنگ كردن در اين قيام واجب است ، و اگر از قيام عاجز باشد بنشيند ، امّا در حال انتقال از قعود به قيام يا از قيام به قعود [ 1 ] قراءت نكند ، و اگر بيمارىكه نشسته ركوع مىكند بعد از ركوع و [ 2 ] قبل از سجود قدرت برقيام پيدا كند بايد كه بايستد [ 3 ] و بعد از آن بهجهت سجود خم شود ، و درنگ در اين قيام لازم [ 4 ] نيست . و در همهء اين احكام ميانهء ادا و قضا [ 5 ] فرق نيست .
--> * با رجاء صحّت مشكل است ، خصوصاً خوابيده و به ايماء ، پس احوط انتظار است و با عدم انتظار اعاده بعد از صحّت است . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 1 ] - احوط در انتقال از قيام به قعود قرائت كردن و اعادهء آن است در حال قعود به نيّت قربتمطلقه . ( صدر ) * در صورتى كه عاجز از قيام شد و مىخواهد بنشيند مشغول به قرائت بودن ارجح ، بلكه معيّن است و اگر نشسته بود قادر بر قيام شد ترك قرائت نمايد در حال برخاستن تا اينكه بايستد . ( مازندرانى ) [ 2 ] اگر بعد از سر برداشتن از ركوع قدرت بر قيام پيدا كند ايستادن واجب نيست اگرچه احوطاست . ( خراسانى ) [ 3 ] در صورتى كه پيش از رفع رأس باشد ، و امّا هرگاه بعد از رفع رأس و نشستن و درنگ كردن باشد معلوم نيست وجوب قيام ، هرچند احوط است . ( يزدى ) [ 4 ] لازم است . ( كوهكمرهاى ، يزدى ) [ 5 ] احوط در قضا با وسعت وقت تأخير است . ( صدر )