الشيخ البهائي العاملي
208
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
آيد [ 1 ] پس اگر خواندن فاتحه را فراموش كند و بعد از خواندن سوره قبل از ركوع به يادش آيد فاتحه را بخواند و سوره را معاوده نمايد . و اگر ركوع را فراموش كند و بعد از خم شدن بهقصد سجود و قبل از سجود به يادش آيد ، راست ايستد و ركوع را بجاآورد ، و جايز نيست [ 2 ] كه اكتفا به آن خم شدن [ 3 ] كند خواه آن خم شدن به حدّ ركوع رسيده باشد و خواه كمتر از حدّ ركوع باشد و خواه زياده برآن . و اگر دو سجده يا تشهّد اوّل را فراموش كند و بعد از ايستادن و قبل از ركوع به يادش آيد دو سجده و تشهّد را بجاآورد و نماز را به اتمام رساند . و اگر يك سجده را فراموش كرده پس اگر بعد از سجده كه كرده نشسته و طمأنينه [ 4 ] را به جا آورده احتياج به نشستن و طمأنينهء ديگر نيست و الّا بنشيند و طمأنينه [ 5 ] و سجده فراموش شده را بجا آورد ، و احتياج به سجدهء سهو نيست [ 6 ] . و اگر پيشنماز در فعلى [ 7 ] از افعال نماز شكّ كند و مأموم او را برفعل آن يا برعدم فعل واقف سازد بر پيشنماز واجب است كه عمل به قول مأموم نمايد [ 8 ] اگرچه مأموم
--> [ 1 ] - احوط اين است كه از براى هر زياده و نقيصه سجدهء سهوى بجا آورد . ( تويسركانى ) * در صور مذكوره هرچند سجدهء سهو واجب نمىشود از جهت نقصان چون متدارك است لكن ازجهت زياداتىكه واقعشده بايد سجدهء سهو را بجا آورد . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 2 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) [ 3 ] بلكه اگر زياد نمايد در آن خم شدن به قصد ركوع مجزى است بنابر اقوى ، اگر زياد نمودن موجب خروج از حدّ ركوع نگردد . ( خراسانى ) * اگر فراموش كرد ركوع را در حال قيام و از قيام خم شد براى سجود ، امّا اگر بعد از خم شدن به قصد ركوع فراموش كرد ركوع را قبل از رسيدن به حدّ ركوع و رفت به قصد سجود برگردد تا به حدّ فراموشى ، يا راست بايستد و برود به ركوع . ( مازندرانى ) [ 4 ] بايد هدم نمايد قيام را و سجدهء فراموش شده را بجا آورده ، نشستن و طمأنينه كه پيش به جا آورده فائده ندارد . ( كوهكمرهاى ) [ 5 ] و بعد از آن سجدهء فراموش شده را بجاى آورد . ( خراسانى ) [ 6 ] احوط اتيان به سجدهء سهو است . ( خراسانى ) * مگر از براى قيام بى جا . ( دهكردى ) [ 7 ] بلكه در خصوص عدد ركعات . ( خراسانى ) [ 8 ] لكن با حصول مظنّه چه در ركعات باشد و چه درافعال ، و بدون حصول ظنّ احوط آن كه فبه قول مأموم عمل نمايد و نماز را اعاده نمايد ولا سيّما با ظنّ بر خلاف و همچنين مأموم در متابعت امام . ( دهكردى ) * اگر از براى امام از قول مأموم ظنّ اطمينانى در اوليين و اوّل درجات ظنّ در اخيرتين حاصل نشود ، پس عمل به قول او واجب نيست . ( كوهكمرهاى ) * رجوع امام و مأموم به يكديگر در ركعات است ، در افعال ثابت نيست مگر مفيد علم باشد . ( نخجوانى ، يزدى )