الشيخ البهائي العاملي
18
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
آب مىبايد و بس . [ 1 ] امّا آن پنج چيز كه حرام است : اوّل : مخرج غايط را به سرگين پاك كردن هرچند سرگين از حيوانى باشد كه گوشت آن حلال است . دوم : به چيزى پاك كردن كه خوردنى باشد مثل ميوه و غير آن . سوم : به استخوان پاك كردن كه آن نيز حرام است . چهارم : به چيزى پاك كردن كه محترم باشد مثل كاغذى كه علم دين بر آن نوشته شده باشد . و اگر به يكى از سه چيز [ 2 ] اوّل پاك كند طاهر مىشود [ 3 ] امّا آن فعل حرام است [ 4 ] . امّا اگر به آخرين پاك كند [ 5 ] از روى استخفاف كافر مىشود . پنجم : به دستى استنجا كردن كه در آن دست انگشترى باشد كه نام محترم بر آن نقش شده باشد مثل نام يكى از ائمّهء معصومين عليهم السلام هرگاه گمان آن باشد كه نجس مىشود .
--> [ 1 ] بلكه احوط در اين صورت پاك كردن جميع است حتّى موضع را به آب . ( خراسانى ) * بلكه پاك كردن تمام آن نه خصوص حوالى [ آن ] بنابر احوط . ( دهكردى ، يزدى ) * پاك كردن تمامى آن به آب احوط است . ( كوهكمرهاى ) * بلكه در اين صورت تمام را به آب پاك كند حتّى موضع را على الاحوط . ( مازندرانى ) * بلكه در اين صورت تمام را به آب پاك كند حتّى موضع را على الاحوط بلكه اقوى . ( نخجوانى ) [ 2 ] بلكه به هر يك از چهار و لكن به شرط آنكه سرگين از حلال گوشت بوده باشد . ( خراسانى ) [ 3 ] احوط بنا را بر حرمت استعمال و عدم حصول طهارت گذاشتن است در سه چيز اوّل ، يعنى سرگين و استخوان و خوردنى . ( دهكردى ) * اظهر اين است كه استنجاء به استخوان و سرگين مورث طهارت محل نمىشود و در خوردنى علىالاحوط . ( نخجوانى ) [ 4 ] بلكه هرگاه علم به آن باشد و با عدم علم حرام نيست نزد بعضى از علماء . ( خراسانى ) [ 5 ] اگر نحوى بوده باشد كه موجب كفر نشود طهارت حاصل مىشود . ( نخجوانى )