الشيخ البهائي العاملي

116

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

هشتم : تأخير مسافر نماز را تا فرود آمدن ، هر گاه آداب نماز را در منزل بهتر بجا تواند آورد . نهم : تأخير نماز مغرب و خُفتن تا رسيدن به مشعرالحرام ، چنانچه در كتاب حجّ مذكور خواهد شد . دهم : تأخير نماز مغرب شخصى را كه جمعى انتظار او بكشند كه با او افطار نمايند ، و يا خود روزه بوده باشد و به‌غايت گرسنه شده باشد . يازدهم : تأخير مربيّهء طفل ظهر و عصر را به آخر وقت [ 1 ] تا چهار نماز را در جامهء طاهر يا در جامهء قليل النجاسة دريابد چنان كه در كتاب طهارت مذكور شد . دوازدهم : تأخير شخصىكه به‌قضاى نمازهاى گذشته مشغول است ، نماز حاضره را تا آخر وقت ، و سيّد مرتضى تأخير نماز حاضره را در اين صورت واجب مىداند و مذهب او اين است كه هركس را نماز قضا در ذمّه باشد واجب است علىالفور بجاآورد و او را جايز نيست كه به‌هيچ امر مباح يا سنّت اشتغال نمايد تا وقتىكه ذمّهء خود را از همهء آن نمازها فارغ سازد « 1 » . امّا جمعى كثير از مجتهدين در اين مسأله با سيّدمرتضى موافقت نكرده‌اند . فصل در احكام اذان گفتن چون وقت هريك از نمازهاى پنجگانه داخل شود اذان گفتن سنّت مؤكّد است ، خصوصاً از براى نمازى كه قرائت آن را بلند بايد خواند ، و بعضى از مجتهدين اذان را از

--> [ 1 ] - يعنى نماز ظهر و عصر را به آخر وقت بيندازد و نماز مغرب و عشا را در اوّل وقت بجاىآورد كه چهار نماز در ثوب طاهر خوانده شود . ( دهكردى ) ( 1 ) سيّد مرتضى ، رسائل 2 : 363 .