الشيخ البهائي العاملي

111

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

پنجم : خواب كردن . ششم : خريد و فروش كردن . هفتم : حكايت امور دنيا كردن . هشتم : اطفال و ديوانه‌ها را گذاشتن كه داخل مسجد شوند . نهم : وضو كردن در مسجد [ 1 ] از حدث بول يا حدث غايط . دهم : برهنه كردن عورتين ، يا ناف ، يا ران ، يا زانو . يازدهم : قضا پرسيدن [ 2 ] . دوازدهم : شخصى را حدّ زدن . سيزدهم : برديوار مسجد صورت چيزى كشيدن كه جان نداشته باشد مثل درخت وغيره . چهاردهم : آب دهن يا بلغم در مسجد افكندن . پانزدهم : داخل شدن شخصى در مسجد كه از دهن او بوى سير يا پياز آيد . شانزدهم : مسجد را مكتب كردن . هفدهم : به‌فعل آوردن اهل حرفت « 1 » حرفت خود را در مسجد ، به تخصيص تير تراشيدن . هجدهم : در مسجد تركى يا فارسى يا به زبان ديگر غير زبان عربى حرف زدن [ 3 ]

--> طاهرين عليهم السلام است محبوب ربّ العالمين ، و همچنين شعر خواندن در مصيبت آل رسول صلوات اللَّه تعالى و تسليماته عليهم اجمعين . ( كوهكمره‌اى ) [ 1 ] گذشت كه كراهت اين وضوء محلّ تأمّل است . ( كوهكمره‌اى ) [ 2 ] شايد مراد قضاوت و حكم كردن باشد . ( مازندرانى ) [ 3 ] كراهت اين مطلقا معلوم نيست ، بلى آنچه مكروه است يقيناً تكلّم به رمز كه دو نفر يا زيادتر از براى خود قرار ميدهند كه غير نفهمد ، چنانچه متداول است بين اهل عجم . ( خراسانى ) * اين حكم على اطلاقه محلّ تأمّل و اشكال است ، به جهت آنكه كراهت حرف زدن غير عرب در بلاد خودشان به لسان خودشان از اخبار استفاده نمىشود . ( كوهكمره‌اى ) ( 1 ) اهل صنعت .