الشيخ البهائي العاملي
104
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
هشتم : نماز گزاردن و در دست انگشتر آهن باشد . نهم : بدون رِدا نماز گزاردن . دهم : آن كه زن بدون گردن بند يا قلّاده [ 1 ] نماز كردن . يازدهم : آنكه در پا خلخال داشته باشد كه صدا كند . دوازدهم : در قباى بند بسته نماز كردن . سيزدهم : آهنِ ظاهر با خود داشتن ، امّا اگر پنهان باشد با خود داشتن آن مكروه نيست . چهاردهم : نماز كردن مرد در جامهء زرد يا سرخ . پانزدهم : اشتمال صمّاء ، يعنى دو طرف ردا را از زير بغل بيرون آوردن و بر يك دوش انداختن . مبحث دوم در مكان نماز : بدان كه سى و سه امر است كه به مكان نماز تعلّق دارد : دو امر واجب ، و چهار امر سنّت ، و بيست و هفت امر مكروه : امّا دو امر واجب : اوّل آنكه : مكان نماز غصبى نباشد ، كه نماز در مكان غصبى باطل است ، مگر آنكه مالك رخصت دهد . و همچنين در ملك شخصى بىرخصت او نماز صحيح نيست ، و رخصت چهار نوع است : اوّل : رخصت صريح ، مثل آنكه مالك گويد كه : در منزل من نماز بگزار . دوم : رخصت ضمنى [ 2 ] مثل آن كه بگويد : امروز در منزل من باش . سوم : رخصت فحوا مثل آنكه مهمانى را به منزل خود آورد . چهارم : رخصت شاهد حال و آن در مثل صحرا و حمّام و كاروانسراست كه حال شاهد است به آن كه مالك به نماز كردن در آن راضى است .
--> [ 1 ] يعنى بدون زينت ، وقلّاده و گردن بند خصوصيّت ندارد . ( خراسانى ) [ 2 ] اين هم از رخصت فحوا است . ( خراسانى )