السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

95

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

داده‌اند ، جزاى نيكشان دهد . « 1 » پس اگر شما ما را بكشيد يا از طرف شما به ما ناراحتى برسد ، اجر عظيم و عاقبت خوب نزد خداى خود داريم و اگر شما را بكشيم يا غنيمتى از شما به ما برسد ، پاداش بزرگ و نيك فرجامى داريم و در دنيا هم بر دشمن دست يافته‌ايم و به هر صورت ما نيك‌بخت و سعادت‌منديم و بر نيك‌بختى ما غبطه بايد برد . شما كه با ما مىجنگيد هديه و تحفهء گران‌بهايى براى ما آورده‌ايد ! و جز آن‌كه اين هديه به ما برسد انتظار ديگرى نمىتوانيد داشته باشيد : اين هديه يكى از دو چيز است : يا شهادت در راه خدا و سعادت ابدى و يا فتح و پيروزى و باز هم سعادت ابدى . بنابراين ما در هر دو حال ، خوبيم و نيك‌بخت ، ولى شما به عقيدهء خود فقط در يك صورت به سعادت و آرزوى خود رسيده‌ايد و آن ، وقتى است كه توانسته باشيد ما را احاطه كرده و جنگ به نفع شما و به زيان ما باشد ، پس ما منتظريم كه به شما چيزى برسد كه ناراحتتان سازد ، ولى شما انتظارى جز نيك‌بختى و سرور ما نداريد ! پس ، در اين‌جا دو منطق هست ؛ يكى ، ثبات و پايدارى را بر مبناى احساسى مىگذارد كه شخص ثابت قدم ، دو منفعت خواهد داشت : يا مردم از او تعريف مىكنند و يا از دست دشمن آسوده خواهد شد و البته اين ، در صورتى است كه به جنگ‌جويى كه خود را به هلاكت مىاندازد سودى برسد ، ولى اگر چنين نفعى در بين نباشد ، مثلًا مردم از او قدردانى نكنند و قدر جنگ و جهاد را ندانند و خدمت و خيانت نزد آنان مساوى باشد ، يا خدمت طورى باشد كه نتواند براى مردم ظاهر و هويدا گردد يا نه خدمت براى مردم معلوم شود و نه خيانت ، يا اگر احساس اين شخص با از بين رفتن

--> ( 1 ) . « ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ * وَ لا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً وَ لا يَقْطَعُونَ وادِياً إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » توبه ، آيه 120