السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )
87
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )
صورتهاى ذهنى و يك سرى دانستنىهايى كه در سينههاى مردم ثبت است كه وقتى ارادهء انسان به آنها تعلق گرفت ، به مرحلهء عمل درمىآيد و محسوس مىگردد . پيداست وقتى ارادهء مردم از ارادهء اجراى قوانين سرباز زند ، در خارج ، عملى كه منطبق با قانون باشد پيدا نخواهد شد . نكته اين است كه بايد عاملى باشد كه به وسيلهء آن ، ارادهها بر عملى كردن قانون تعلق گيرد تا بدين وسيله قوانين بتوانند روى پاى خود بايستند . قوانين دنياى متمدن بيش از اين اهتمام ندارد كه كارها را به ارادهها ، يعنى ارادهء اكثريت ، منوط و معلق گرداند ، اما به آن عاملى كه بايد حافظ اين اراده باشد به هيچوجه اهميت نداده است . بدين ترتيب هرگاه ، اراده ، سرْ زنده و آگاه و كارآ باشد ، قانون اجرا مىشود ، ولى در صورتى كه به علت انحطاط روحى مردم و فرسودگى بنيهء جامعه ، اراده از بين برود و يا اگر هم سرْ زنده است ، به علت فرو رفتن در لهو و لعب و دامنهدار شدن عياشى و خوشگذرانى ، آگاهى و خودباورى خود را از دست بدهد و يا اگر سرْزندگى و آگاهى هم دارد ، اما به خاطر تفوق يك نيروى استبدادى بالاتر كه ارادهء خود را بر ارادهء اكثريت تحميل كند نتواند مؤثر باشد ، در تمام اين موارد ، جامعه به آرزوى خود يعنى اجراى قانون و محفوظ ماندن از تباهى و فروپاشى ، نخواهد رسيد . همچنين در حوادثى - مثل جنايتهاى سرّى - كه قوهء مجريه از هيچ راه نمىتواند بر آنها دست يابد يا در رويدادهايى كه از منطقهء نفوذ قوهء مجريه خارج است و نمىتواند سيطرهء خود را بر آنها بگستراند ، نيز آرزوى اجراى قانون نقش بر آب است ، و بهترين مثال در اين باره انشعابها و اختلافهاى عمدهاى است كه پس از جنگ جهانى دوم ميان ملتهاى اروپا پيش آمد . نقض قانون ، فساد و از هم پاشيدگى جامعه بدان خاطر است كه جوامع به آن چيزى كه با قدرت و سيطرهء خود ، عامل حفظ ارادهء آنهاست اهميت نداده است . اين نيروى نگهبان ، عبارت است از « اخلاق و الا » ، زيرا آنگونه كه در روانشناسى تبيين