السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

69

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

2 - جهت ديگرى كه در بحث آنان فراموش شده ، اختلاف شعار اسلامى و شعار دنياى متمدن است . در حالى كه شعار اسلامى اين است كه بايد از آن چه « حق » است پيروى كرد ، دنياى متمدن فعلى شعار خود را پيروى از رأى و ارادهء « اكثريت » قرار داده است . اين شعار موجب اختلاف هدف در جامعه‌اى است كه تكوين مىيابد . هدف در جامعه اسلامى سعادت حقيقى عقلانى است ؛ به اين معنا كه آدمى در مقتضيات قواى خويش راه ميانه پيش گيرد ؛ خواسته‌هاى تن را به آن اندازه كه او را از راه بندگى و معرفت خدا باز ندارد ، برآورد ؛ به‌طورى كه پرداختن به جسم ، مقدمهء رسيدن به معرفت خدا باشد . چنين رويه‌اى انسان را به تمام معنا خوش‌بخت خواهد كرد ، زيرا بدين ترتيب همهء قواى آدمى به سعادت مىرسند و بزرگ‌ترين راحتى و آسايش همين است - هرچند بر اثر آن كه تربيت اسلامى در بين ما مختل شده نمىتوانيم اين هدف را آن طور كه بايد و شايد درك كنيم - چون اسلام چنين هدفى را براى سعادت نهايى بشر در نظر گرفته است ، لذا ملاحظه مىكنيد كه اين دين قوانين خود را برپايهء مراعات جانب عقل كه بر پيروى از حق سرشته شده است استوار كرده و شديداً چيزهايى را كه عقل سليم را تباه كند ممنوع ساخته است . اسلام ضمانت اجراى همهء اعمال و اخلاق و معارف اساسى را علاوه بر وظيفه‌اى كه حكومت اسلامى راجع به اجراى احكام سياسى و حدود اسلامى و امثال آن دارد ، بر عهدهء جامعهء اسلامى گذاشته است و چنين رويه‌اى به هر صورت موافق با طبع عمومى مردم نيست . اين فرورفتگى عجيب در هوا و هوس كه ما در بين مردمان عياش و نيز تهىدستان « 1 » مىبينيم ، با رويهء اسلامى سازگار نيست و آن را طرد مىكند ، چون اسلام ،

--> ( 1 ) . المترفين و المعدمين