السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

66

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

نواميس طبيعى سارى و جارى عالم است كه موجب آن مىشود حوادث و پديده‌هاى جديد به دنباله فعل و انفعالات و تنازع عوامل مختلف به‌صورت كامل متكون شوند . اسلام نيز از نظر طبيعى و اجتماعى از اين قانون كلى مستثنا نيست ، بلكه عيناً مثل ساير مرام‌هاست ؛ يعنى گاهى پيشرفت مىكند و گاهى عقب‌نشينى و همان‌طور كه ساير مرام‌ها متكى به شرايط و عوامل خاص هستند ، اسلام نيز چنين است . امروز هم كه اسلام در نفوس و ارواح بيش از چهارصد ميليون « 1 » از افراد بشر ، جاىگزين شده و در دل‌هاشان ريشه دوانيده ، ناتوان‌تر از زمان نوح و ابراهيم و محمد صلى الله عليه و آله نيست و مىدانيم كه هريك از اين رجال آسمانى يك تنه موقعى قيام به دعوت خويش كردند كه دنيا چيزى جز فساد و تباهى نمىشناخت ، ولى در عين حال اين دعوت‌ها بسط يافت و ريشه دوانيد و در رگ و پوست مردم جريان و حيات پيدا كرد و هر دعوت نيز با دعوت ديگر پيوند و اتصال داشت و تا امروز اين رشته‌هاى محكم از هم نگسسته است . رسول خدا صلى الله عليه و آله موقعى قيام به دعوت كرد كه جز يك زن و يك مرد ، پشتيبان ديگرى نداشت ، ولى پس از چندى مردم يكى پس از ديگرى به او پيوستند . ايام اوليهء دعوت پيغمبر به راستى روزهاى بسيار سختى بود ، ولى خدا همان عدهء كم را يارى كرد و به‌صورت اجتماع صالحى درآمدند كه بر افراد آن اجتماع ، صلاح و تقوا غالب بود . اينان مدتى بر حال صلاح اجتماعى به سر بردند ، تا آن كه پس از رسول خدا فتنه‌ها برپا شد . . . و در عين حال همين نمونهء مختصر با وصف عمر كوتاه و منطقهء كوچك فعاليت خود ، طولى نكشيد كه در كمتر از نيم قرن در شرق و غرب زمين گسترش يافت و جوهرهء تاريخ را چنان دگرگون ساخت كه آثار عظيم آن را تا به امروز مىبينيم .

--> ( 1 ) . اين رقم در حال حاضر بيش از يك ميليارد و سيصد ميليون نفر است