السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )
51
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )
صورت مىگيرد . از اين رهگذر است كه استخدام پديد مىآيد ؛ يعنى آدمى ، ديگرى را به منظور برآورده كردن خواستههاى خود واسطه قرار مىدهد و بر او تسلط مىجويد و ارادهاش را بر او تحميل مىكند . « استخدام » ، كمكم بهصورت رياست منزل ، رياست فاميل ، رياست قبيله و رياست ملت . . . درمىآيد . به طور طبيعى ، نخستين بار در بين يك عده ، كسى مقدم مىشد كه از همه نيرومندتر و شجاعتر بود ؛ بعداً كسانى كه هم شجاعت داشتند و هم از نظر مال و اولاد از ديگران جلوتر بودند به رياست مىرسيدند و به همين ترتيب . . . تا بالاخره رياست به كسانى مىرسيد كه به فنون حكومت و سياست بيش از ديگران آشنا بودند ؛ بهطورى كه در جاى خود ثابت و محقق شده ، ظهور بت پرستى و ادامهء آن تا به امروز از همين مسئلهء استخدام و رياست سرچشمه مىگيرد كه در اين باره در جاى خود به تفصيل بحث خواهيم كرد . « 1 » با آن كه خصلت اجتماعى بودن ، هيچگاه از انسان جدا نشده ، ولى در اوايل ، آدمى به صورت گسترده بدان توجه نداشت ، بلكه به حكم پيروى از خواص ديگر خويش ، مانند استخدام ، دفاع و غيره - كه در آن زمان مورد عنايتش بوده - رشد مىكرد ؛ بهطورى كه قرآن مىگويد : اولين كسانى كه بهصورت تفصيلى ، آدميان را به مقولهء « جامعه » آگاه ساختند و بهطور مستقل به حفظ جامعه توجه كردند ، پيامبران بودند : مردم به جز يك امت نبودند ، بعداً پراكنده شدند . « 2 » مردم يك امت بودند ، بعداً خدا پيامبران را براى بشارت و ترسانيدن مردم فرستاد ، و
--> ( 1 ) . اين مباحث در جاى جاى الميزان آمده است ( 2 ) . « وَ ما كانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا » يونس ، آيه 19