السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

52

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

به همراه آنان به حق ، كتاب نازل كرد تا بين مردم در مسائلى كه با هم اختلاف دارند حكم كند . « 1 » قرآن خبر مىدهد كه آدميان در قديم‌ترين ادوار ، به‌طور ساده زندگى مىكردند و هيچ‌گونه اختلافى بينشان نبود ، تا اين كه اختلافات پديد آمد و مشاجرات درگرفت و خداوند پيغمبرانى را مبعوث كرد و با آنها كتاب فرستاد تا اختلاف را از ميان بردارند و مردم را به وحدت اجتماعى - كه با قوانين تشريع شده محفوظ خواهد ماند - بازگشت دهند . خدا براى شما همان دينى را تشريع كرده كه به نوح وصيّت كرده بود ، همان كه به تو وحى كرديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش داديم كه دين را استوار داريد و در آن پراكندگى پيدا نكنيد . « 2 » قرآن خبر مىدهد كه رفع اختلافاتى كه بين مردم وجود داشته و ايجاد اتفاق كلمه در بين آنان ، در شكل دعوت به دين‌دارى و برپايى شعاير دينى و پراكنده نبودن در دين بوده است و بنابراين دين ضامن اجتماع صالح بشرى بوده است . همان‌گونه كه پيداست ، آيهء بالا حكايت از آن دارد كه دعوت به اتحاد و اجتماع براى اولين بار ، از طرف نوح - يعنى قديمىترين پيامبرى كه داراى كتاب و شريعت بوده است - شروع شده و بعد از او ابراهيم و سپس موسى و پس از آن عيسى عهده دار اين دعوت بوده‌اند . در شريعت نوح و ابراهيم احكام بسيار ناچيزى بوده و دامنه‌دارترين اين چهار شريعت ، شريعت موسى است كه شريعت عيسى هم به‌طورى كه قرآن مىگويد و

--> ( 1 ) . « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا » بقره ، آيه 213 ( 2 ) . « شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ » شورى ، آيه 13