السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

50

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

فصل دوم : انسان و رشد جامعه گرايى او جامعهء انسانى ، از نخستين روز پيدايش ، به‌صورت تام و كامل پديدار نگشته كه ديگر قابل رشد و نمو نباشد . نه تنها « جامعهء » انسانى ، بلكه همه ويژگىهاى روحى و هر چه ارتباط با انسان دارد ، نيز چنين است . جامعهء انسانى مانند ساير امور روحى و ادراكى انسان‌ها ، پيوسته هم‌گام با كمالات مادى و معنوى او ، به سوى كمال مىرود . در حقيقت نبايد انتظار داشت كه ما خاصيت اجتماعى بودن انسان را از بين همهء خواص انسانى او جدا كنيم و بگوييم اين خاصيت در آغاز پيدايش به كامل‌ترين صورت پيدا شده است ، بلكه خصيصهء مزبور مثل همهء ويژگىهاى خواص ديگر انسانى كه ارتباط با دو نيروى « علم » و « اراده » دارند ، به تدريج در انسان به حد كمال مىرسند . از تأمل در حال نوع انسان در مىيابيم كه نخستين اجتماعى كه در بين بشر پديد آمده ، « اجتماع خانوادگى » بوده كه بر اثر ازدواج پيدا شده است . دليل مطلب آن است كه جهاز تناسلى كه عامل طبيعى ازدواج است ، نيرومندترين عامل پديد آمدن اجتماع مىباشد ، زيرا تناسل ممكن نيست به وسيلهء يك فرد صورت گيرد و حتماً بيش از يك فرد لازم دارد ، در حالى كه غذا خوردن و كارهاى مشابه آن - صرف نظر از مقدمات آن كه باز ، اجتماع را ضرورى مىسازد - تنها به وسيلهء يك فرد