السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

34

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

ماوراى جوّ و كرات آسمانى مىكشاند . . . و اين نيز ، ناموس لايتغير و ثابت و دائمى است : تحول و تكامل خودش قانونى لايتغير و ثابت دارد ! كه عبارت است از تفكر ، تأمل ، به كار بستن نيروى خلاق و تخيل در قوانين و نواميس مادّى و سرانجام ، اكتشاف و ابتكار و دگرگون‌سازى و اختراع . . . . 8 . اسلام نطفهء تكامل را در بطن جامعه منعقد مىكند پرسش : آيا محيطى كه اسلام پديد مىآورد ، مىتواند به اين پيشرفت‌ها نايل گردد ؟ پاسخ : در اين باره از دو جهت سخن مىگوييم : - از نظر تئورى جامعه‌سازى اسلامى ؛ - از نظر تاريخ گذشتهء اسلام . از نظر اول : با توجه به اجمال آن‌چه گذشت ، مىتوانيم بفهميم كه اسلام محيطى به وجود مىآورد كه براى پيشرفت علمى و صنعتى كاملًا آماده و مهياست و مسلماً محيطى مىتواند به كمال علمى دست يابد كه مبانى ثابت و پايدار زندگانى فردى و اجتماعى آدمى در آن متزلزل نباشد . يك محيط پرغوغا و آشوب و استعمارزده و پر از ستم و قانون‌شكنى و تجاوز ، نمىتواند به تأمل و تفكر بپردازد و به سراغ پيشرفت و اكتشاف و اختراع برود . افراد چنين محيطى بر اثر نابسامانى زندگى و جور و جفاى فراوان ، دچار انحطاط اخلاقى و اجتماعى مىشوند و به جاى تلاش براى دانش و پيشرفت ، دائماً يا بايد با عوامل تباهى و عقب‌افتادگى و فساد بجنگند و يا زير چكمهء ستم‌كاران دم نزنند و عقب‌مانده بمانند و كم‌كم به ستم‌كِشى و عقب‌ماندگى عادت كنند و فكرشان دچار ركود و خمود شود . جامعهء جاهل ، هوس‌ران ، دروغ‌گو ، متقلب و . . . محال است روى ترقى را ببيند . بنابراين ، بايد در درجهء اول و قبل از همه چيز ، محيط جامعه را از عوامل فساد و تباهى و شهوت و دروغ پاك كرد . . . و در اين خصوص ، هر كس به منطق جهانى اسلام آشنا باشد ، نمىتواند ترديد كند كه نظر اسلام در