محمد باقر شريعتى سبزوارى
19
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
مقدمه مبحث مورد نظر اين مقاله مبحث واقعيت و هستى و به عبارت ديگر مبحث « وجود » است و شامل يك رشته مسائل است كه در فلسفه به نام « مسائل وجود » شناخته مىشود . انسان در فلسفه پيش از هر لغت و مفهومى با لغت و مفهوم « وجود » برخورد مىكند و علت اين امر اين است كه « وجود » يا « موجود » به عنوان موضوع فلسفه شناخته مىشود « 1 » و همين جهت موجب شده كه فلسفه رسماً به صورت فنى مستقل درآيد و از ساير فنون كه اصطلاحاً همگى تحت عنوان « علم » و هر يك با نام مخصوص خوانده مىشود تمايز پيدا كند و بديهى است كه در هر فنى انسان پيش از هر چيز با مفهوم موضوع آن فن سروكار پيدا مىكند . ما فلسفه را مىتوانيم به نام « علم وجود » بخوانيم در مقابل علم اعداد و علم مقادير و علم النفس و علمالحيوان و علم المعادن و . . . « 2 » يعنى همانطورى كه ساير محصولات انديشهء بشرى هر يك متعلق به يك شىء معين است فلسفه نيز متعلق به يك معنا و مفهوم متمايزى است كه همانا « وجود » يا « موجود » است . لازم است قبلًا ذهن خوانندهء محترم را متوجه اين نكته سازيم كه مبحث مورد نظر اين مقاله كه شامل يك رشته مسائل به نام « مسائل وجود » است فصلى است كه حكماى اسلامى در دورههاى اخير در فلسفه باز كردهاند و با اهتمام زياد به بحث و تحقيق در اطراف مسائل آن پرداختهاند و اين طبقه از حكما اين مبحث را اساسىترين مباحث فلسفه به شمار آوردهاند ،
--> ( 1 ) . رجوع شود به مقالهء يكم ( 2 ) . هندسه ، رياضيات ، روانشناسى ، حيوانشناسى ، معدنشناسى و جامعهشناسى