محمد باقر شريعتى سبزوارى
95
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
[ مسئلهء عليت و معلوليت ] از مسائلى كه در فلسفه و علوم قديم و جديد بسيار حايز اهميت است ، مسئلهء عليت و معلوليت است . تصورى كه بشر از عليت و معلوليت دارد اين است كه از دو شىء معيّن ( مثلًا ) يكى را به وجود آورنده و مؤثر و ديگرى را به وجود آورده شده و اثر مىشناسد . عليت و معلوليت از امورى است كه همه كس تصورى از آن در ذهن خود دارد ؛ مثلًا هنگامىكه انسان عصايى در دست گرفته و با دست خود آن عصا را حركت مىدهد در زمان واحد هم دست و هم عصا حركت مىكند . اين دو حركت در عين اينكه هم زمان هستند و از لحاظ زمان تقدم و تأخرى بر يكديگر ندارند ، انسان يكى از آن دو را مولود و نتيجهء ديگرى مىداند و در مقام تعبير مىگويد : « چون دست حركت مىكند ، عصا حركت مىكند » ؛ يعنى حركت عصا را معلل مىكند به حركت دست و اگر كسى فرضاً بگويد : « چون عصا حركت مىكند ، دست حركت مىكند » ، همه كس آن را غلط مىداند . در باب عليت و معلوليت و اقسام آن مسائل زيادى هست از قبيل اينكه آيا عليت و معلوليت واقعيت دارد و نظام هستى نظام على و معلولى است يا نه ؟ آيا ترتب معلول بر علت ، ضرورى و تخلف آن ممتنع است يا نه ؟ آيا شرط است كه علت و معلول همزمان باشند يا نه ؟ آشنايان به فلسفه و علوم جديد و قديم مىدانند كه اين مسائل و يك سلسله مسائل ديگر مربوط به مسئلهء عليت و معلوليت همواره در تاريخ فلسفه و علوم در درجهء اوّل اهميت قرار داشته و دارد . در اين سلسله مقالات يك مقالهء مستقل ( مقالهء 9 ) به آن اختصاص داده شده است . آنچه مربوط به اين مقاله است اين است كه تصور عليت و معلوليت ابتدا از چه راه و از چه مجرايى براى ذهن حاصل مىشود ؟ در اينجا سه نظريه است : نظريهء عقلى ، نظريهء حسى و نظريهاى كه در اين مقاله اتخاذ شده است .